{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو را از بین صدها گل جدا کردم
تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم
برای نقطه ی پایان تنهایی
تو تنها اسمی بودی که صدا کردم
عشق من عشق من
عشق من عشق من
بگو از پاکی چشمه منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده
که خیلی وقته یخ کرده
عشق من عشق من
عشق من عشق من
دیگه دلواپس بودن واسم بسه
دیگه بیهوده پیمودن واسم بسه
زیادیم کرده پژمردن
زیادیم کرده غم خوردن
توی بیداد تنهایی
درعین زندگی مردن
عشق من عشق من
عشق من عشق من
دیدگاه ها (۱)

وقتی بیایی شعر گفتن را میبوسم و میگذارم کنار...دوست داشتنت ش...

همیشه آخر قصهیکی راهی شده رفتهیکی مبهوت و یاده روزای رفته می...

پشت خرمن هایِ گندم، لایِ بازوهایِ بیدآفتابِ زرد، کم کم رو نه...

چشمهای توشراره ی آتشی ست بر برهوت وجودمنگاه توغزلی ستکه از چ...

✨you are my past ✨part4[ویو آرورا]الیزابت: آرورا یکم استراحت...

پارت ۱۲۳پرش زمانی ///* بالاخره آماده شدم * کیان : برو برام ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط