{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپی کنید من که تنم لرزید

کپی کنید من که تنم لرزید
روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:
فرمانده چرا اینقدر خوشحالی/مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟

شیطان جواب داد:امام اینها که بیاید ،عمر ما تمام میشود.
اینها را که غافل کنیم، امامشان دیرتر می آید

دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟

شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی!؟!.
.
هر کی معرفت داره و دلش مثل من لرزید منتشر كنه.
"اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج"
دیدگاه ها (۲)

کدوم انگشتت رو بیشتر دوست داری؟(اول انتخاب کن بعد برو معنیش ...

احساسم در گرو خاطره هاست

معامله p14درِ اتاق با عجله باز شد.پزشک وارد شد و بلافاصله کن...

عشق پنهان

P : 23

۳۴p***بکهیون در حالی که سعی می‌کرد چهره‌ی بی‌تفاوتش را حفظ ک...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

KIM V

P : 28

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟷( ویو راوی )جونگ‌کوک نفسش را کلافه بیرون دا...

فصل دوم رمان گرفتار تو پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط