{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
پارت 13
ات: جونگ چرت و پرت نگو تفنگ تو جیب تو
ویو ات: جونگ کوک از تو جیبش کلت طلاییشو در اورد و داد دستم اشک تو چشام جمع شد با حرفش
جونگ کوک: یا بکشم یا بغلم کن
گریم گرفت بهم کلی وقت داده بود اما من دلم نمیخواست بکشمش داشت از پله ها میرفت بالا که از پشت محکم بغلش کردم و با صدای بلند گریه میکردم اونم بغلم کرد
جونگ کوک: گریه نکن پرنسسم قول میدم بهترین زندگی رو برات بسازم
ات: هرشب بهت فکر میکردم لعنتی (گریه) چرا انقدر دوست دارمممم(گریه)
جونگ کوک: قشنگم فدای اشکات بشم من (روی پله ها میشینه و اتو بغل میکنه)
ات: هرشب عکساتو میدیدم میدونی چجوری گریه میکردم هرشب میرفتم زیر پتو تا سرم پتو رو مکشیدم انقدر نفسمو حبس میکردم گریه میکردم دستمو میزاشتم جلو دهنم که صدامو نشنون بالشتم خیس میشد از اشک صدای هق هقام تو اتاق میپیچید کسی نبود که بگه چیشده کسی نبود بغلم کنه میدونی داشتم میمردم جونگ کوک(با گریه)
جونگ کوک: قشنگم پس تمومش کن این کابوس رو قربونت بشم من(اشک ریختن)
ات: اگه بخوای منم بکشی چی چطور میتونم باهات زندگی کنم وقتی ممکنه بکشیم وقتی جونم در خطر
جونگ کوک: داری ناراحتم میکنی ات چند بار روی تو اسلحه کشیدم
ات: هیچوقت
جونگ کوک: پس دردت چیه قشنگ من میخواستم بکشمت همون اول میکشتمت ولی من عاشقتم ات
ات: دردم پاستیل جونگ کوک من پاستیل میخوام (خنده اشکاشو پاک میکنه)
جونگ کوک: این وقت شب مغازه باز نیست
ات: دیگه من نمیدونم هم پاستیل میخوام هم شیر کاکائو
جونگ کوک: پس بیا یه کار کنیم
ات: قبلش من بگم
جونگ کوک: بگو
تهیونگ (داد)
تهیونگ: بلههه(داد)
ات: برو دنبال کلی سریعععع
تهیونگ: چشم
ات: خب بگو
جونگ کوک: اماده شو بریم خوراکی بگیریم بیایم فیلم بزاریم ببینیم همه دور هم باشیم
ات: موافقم من برم اماده بشم بریم خوراکی گیر بیاریم
جونگ کوک: برو قشنگم
ویو کوک:
ات رفت بالا رفتم پیش جیمین و تهیونگ
جونگ کوک بالاخره قبول کرد
تهیونگ: خداروشکر
جیمین: ات کجا رفت
جونگ کوک: خب تهیونگ برو دنبال کلی جیمین یه فیلم خوب بیار ماهم میربم خرید
جیمین: فیلم چجوری
جونگ کوک: هرجوری خودت میبینی
ات: بریم
جونگ کوک: چه جذاب بریم خوشگل خانم
ات: تهیونگ بدو کلی رو بیار
تهیونگ: باشه پرنسس
جونگ کوک: بفرمایید (در ماشین رو برای ات باز میکنه)
ات: مرسی
رفتیم یه فروشگاه بزرگ و کلی خوراکی خریدیم
ات: پاستیل بردارم
جونگ کوک: بردار
ات: چند تا
جونگ کوک: هرچقدر دوست داری
ات: 6تا پاستیل 3 تا شیر کاکائو بزرگ و کلی چیپس و پفک
جونگ کوک: چشم برمیدارم شیر کاکائو با من پاستیل با تو سریع بیار بریم میخوان ببندن
ات: باشه(خنده)
۱٠ مین بعد
جونگ کوک: بقیش جا نمیشه بزار صندوق عقب
ات: باشه گذاشتم
جونگ کوک: بریم پرنسسم
5 مین بعد
ویو ات:
رسیدیم عمارت همین که درو باز کردم کلی پرید بغلم انگار که یه ساله همو ندیدیم
ات: دختر هنوز چهار ساعته از هم دوریم
کلی بازم 6 ماه باهات بودم دلم برات تنگ شد 4 ساعت نبودی
ات: عییی تهیونگ جیمین برین کارتون هارو بیارین
تهیونگ: انگار ما خدمتکارتیم
جونک کوک: تهیونگ بیا بدو بلبل زبونی نکن
تهیونگ: چشم
جونگ کوک: سلام
کلی: سلام
جونگ کوک: اجوما خدمتکارارو بفرست برن کارتون ها رو بیارن
اجوما: چشم پسرم
جونگ کوک: پرنسس سوییچ ماشینو از جیبم بردار بزار سر جاش
ات: چشم
جونگ کوک: قربون چشم گفتنت بشم من
سوییچ ماشینو از جیب جونگ کوک براداشتم توی کشو سوییچ ها گذاشتمو رفتم پیش جیمین
ات: چی انتخاب کردی
جیمین: یه فیلم خوب بشین تا فیلمو بیارم
جونگ کوک:همه بیاین بشینین
همه روی مبل نشستیم جیمین فیلمو پخش کرد
30 مین بعد
ات: من خسته شدم بقیه فیلم باشه برا بعد بریم بیرون
جونگ کوک: موافقم
جیمین: داداش ساعت2 نصف شب
جونگ کوک: میریم یه باری چیزی یه جایی میریم دیگه پاشین
ات: کوک میشه لباس کوتاه بپوشم
جونگ کوک: قشنگم اونجا این موقع شب پر پسره من دوست ندارم بدنتو ببینن بازم هرجور دوست داری
ات: به خاطر تو لباس بلند میپوشم
جونگ کوک: افرین قشنگم مرسی
کلی: من میرم لباس بپوشم
جونگ کوک: بچه ها لباس لباس نکنید ده دیقه میشینیم میایم
جیمین: اصلا همینجوری بریم
جونگ کوک: موافقم بریم
ات: منم موافقم بریم
دیدگاه ها (۱۰)

شب تولدم پارت 14ات: کوک ما با متور بریم جونگ کوک: باشه قشنگم...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

شب تولدم پارت12ات: نمیدونم نمیدونم نمیدونم (داد و گریه) جونگ...

شب تولدم پارت11تهیونگ: داداش دیگه خودتو اذییت نکن کلی: ات ما...

شب تولدم پارت 410 مین بعد رسیدیم عمارت جونگ کوک در رو برام ب...

شب تولدمپارت 8ات: برام مهمه که گریه نکنی (عربده) جونگ کوک: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط