{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲
آنچه گذشت: رفتیم پایین که...

که دیدیم دوستام (اعضا) امدن دست اتو گرفتم که معلوم بود شکه شد و بهش گفتم
تهیونگ: بریم پیش دوستام ؟
ات: چشم....بریم (سرش پایینه)
تهیونگ چونه اتو میگیره و میگه
تهیونگ: سرتو پایین ننداز....دیگه هم بهم نگو ارباب بهم بگو تهیونگ.....و نگو چشم..فهمیدی
ات:بله
ویو ات
رفتیم پیشه دوستاش به نظر میومد خیلی ادمای خوبی باشن و شروع کردن خودشونو معرفی کردن
نامجون: من نامجونم
جیمین: من جیمینم
شوگا:منم شوگام
جین:منم جینم خوشبختم
ویو ات
وقتی گفت جینم یاده مامانم افتادم (اگه نمیدونید چه خبره برید پارتای قبلو بخوانید)که گفت تو یه برادر داشتی که اسمش جینه ولی شاید یه تشابه اسمی بوده
ات: منم اتم خوشبختم

نارنگی های من ببخشید کم بود سیع میکنم بیشتر بزارم بای بای ☺️☺️😘😘🥺🥺
دیدگاه ها (۶)

اینم ادامش 😘😘 بعدی کی باشه 😌

ممنون از حمایتاتون فرشته ها 🥺🥺☺️

بگو جیمین چیکارته خودم هیچیت یعنی من ریدم تو شانسم مردم شانس...

ممنون از حمایتت خوشگله 😘😘😘

پارت 10ویو اتاز عمارت تهیونگ زدم بیرون و رفتم طرف خونه خودم ...

𝓪𝓻𝓽۳۴ـــــــــــــــویو رسیدن ات و یونجون به خونهات: ممنون ک...

شب تولدم پارت 52فصل دوم پارت 23ات: ممنونم شب: جونگ کوک: خب پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط