{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" قشنگ ترین اشتباه "

" قشنگ ترین اشتباه "

part : ⁵¹

با چهره غرق خوابش مواجه شدم....
خیلی کیوت بود....ازش عکسی گرفتم و به سمت تخت رفتم !!
روی تخت نشستم و آروم صداش زدم....

+ ا.ت !!

_ هوم ؟!

+ بیدار شو باید بریم !!

_ کجا ؟!

+ داریم میریم سئول یادت رفته ؟!

_ هوم....

نه....
خودشو زده به اون راه....موهاشو بهم ریختم و گفتم....

+ بیدار شو ببینم !!

_ باش....

+ رفتم پایین آماده باشیا !!

_ باشه !!

از تخت بلند شدم....
از اتاق خارج شدم و رفتم روی کاناپه منتظر ا.ت نشستم....

{ ویو ا.ت }

بزور خودمو از تخت جدا کردم....
اصلا ساعت چنده....گوشیمو برداشتم و نگاهی انداختم !!
ساعت ²⁰ : ¹⁰ عه....
خواب آلود به سمت سرویس رفتم و بعد از انجام کارای لازم و مسواک زدن اومدم بیرون....هنوز خستم !!
موهامو شونه کردم و باز گذاشتم....
پیراهن نخی سفیدی برداشتم و پوشیدم....عطر و ساعتی زدم و کاملش کردم !!
چمدونمو برداشتم و به سمت در رفتم....
برای آخرین بار به اتاق نگاهی انداختم و ازش دل کندم....دلم برای اینجا تنگ میشه !!
رفتم پایین و دیدم که جیمین منتظر روی کاناپه نشسته....
به سمتم اومد و باهم از خونه خارج شدیم....در رو قفل کرد و رفتیم سوار آسانسور و بعد ماشین شدیم !!
به محض سوار شدن سرمو تکیه دادم و چشمامو بستم....
کمی بعد جایی توقف کردیم....جلوی یه خونه بودیم !!

+ اینجا کجاست ؟!

_ منتظر تهیونگم‌....

+ آها !!

کمی بعد تهیونگ اومد و صندلی عقب نشست....

_ سلام مستر جی....
سلام ا.ت !!

_ سلام....

+ سلام !!

راه افتادیم....
جو خیلی خسته کننده بود....تصمیم گرفتم سر صحبتو باز کنم !!

+ جیمین گرسنمه !!

بعدش تهیونگ با صدای لوس گفت....

_ جیمین منم گرسنمه !! (لوس)

برگشتم و ضربه ای نثار بازوی تهیونگ کردم....

+ ادامو در نیار !!

_ باشه....(لوس)

با تهیونگ بحثم شده بود که جیمین خودشو انداخت وسط....


ادامه دارد....

²⁵ لایک
دیدگاه ها (۳)

" قشنگ ترین اشتباه "part : ⁵²_ میشه ساکت شین رسیدیم !! (داد)...

" قشنگ ترین اشتباه "part : ⁵³جیمین گفت...._ مگه غیر از اینه ...

" قشنگ ترین اشتباه "part : ⁵⁰+ جان ؟!_ ثابت کن !!+ یعنی چی.....

" قشنگ ترین اشتباه "part : ⁴⁹ولی کار از کار گذشته....به خودم...

P5

𝒑𝒂𝒓𝒕 ۱۲به طرف ماشین رفتم سوار ماشین شدن و راهی خونه شدم.ویو ...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟧از زبان ا/ت : با صدای یک خانومی از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط