{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۴:

پارت ۱۴:
آمبولانس به مکان رسید ،اما بدون اینکه به اعضای گروه کمک کنن ،به سرعت به سمت صاحب رستوران رفتند و سریعا او را به بیمارستان رساندند.

جین که از دیدن این صحنه حیرت زده شده بود از یکی از آنها پرسید :《آقای مامور چرا به دوستانم رسیدگی نمیکنید؟》

آن مرد پاسخ داد:《ما همین آمبولانس را داریم ،لطفا دوباره به اورژانس تماس برقرار کنید .》

پسری که از آنجا می‌گذشت رو به جین کرد و گفت :《ببین اینجا مقام و موقعیت مهمه این آقا سالهاست که اینجا کار میکنه و اگه بازم تماس بگیرین نزدیک‌ترین بیمارستان که آمبولانس داره ازاینجا خیلی فاصله داره و ممکنه که صبح تازه برسن .》

شوگا گفت :《هی پسر بیا اینجا .》
دیدگاه ها (۱)

وقتی پسر رسید به او گفت :《به به چه پسر خوبی !!!میتونی بهمون ...

شوگا گفت :《ممنونم ازت ،راستی این آبنبات هم برای تو هست .》پسر...

کوک نگاهی به اعضا انداخت ولی متاسفانه متوجه شد که تهیونگ هیچ...

وقتی مرد ها مشغول پاک کردن چشم خود بودن مادر مقداری آب جوش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط