{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک نگاهی به اعضا انداخت ولی متاسفانه متوجه شد که تهیونگ

کوک نگاهی به اعضا انداخت ولی متاسفانه متوجه شد که تهیونگ هیچ عکس العملی از خودش نشون نمیده .

پیر زن به اورژانس زنگ زد و دست دختر خودشو گرفت و از آنجا بدون اینکه حرفی بزنه رفت .

بقیه که نگران حال جیمین و تهیونگ بودن کنار اونها شروع کردن به گریه کردن و پشت سر هم اسامی آن دو را صدا می‌زدند.
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۴:آمبولانس به مکان رسید ،اما بدون اینکه به اعضای گروه ...

وقتی پسر رسید به او گفت :《به به چه پسر خوبی !!!میتونی بهمون ...

وقتی مرد ها مشغول پاک کردن چشم خود بودن مادر مقداری آب جوش ر...

پارت ۱۳:مادر یوری به یوری گفت :《الان وقت اینه که بهم ثابت کن...

#عشق_ناگهانیpart_16تمین رو شو از یونگی گرفت و با نیم نگاهی ب...

مافیایه عشق P:27بعد از گزارش از ایستگاه پلیس بیرون اومدن و س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط