ی
ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟓
_
-چرا که نه بریم که یه جای خوب میشناسم واسه این موقع
ا.ت و کوک با هم میرن به یه ساحل
+واییی اینجا چه خوشگلههههه
-خوشگله ولی نه به زیبایی شما
+حیحیحی..(ذوق/خجالت)
-کجا بشینیم؟ برم صندلی بگی...
+نه دوس دارم رو شنا بشنیم
-اوکی
میرن و روی شنا میشینن و دریا رو نگاه میکنن
-ا.ت؟
+جانم؟
-دوسم داری ؟
+ها؟
-من مجبورت کردم باهام ازدواج کنی دوسم داری؟
+آمم نمیدونم دوست داشتن نیست ولی یه حس هایی بهت دارم ولی قول میدم دوست داشته باشم
-خوبه
جونگ کوک به سمت ا.ت بر میگرده
-خانوم کوچولو اون موقع که ازت اجازه نگرفتم ولی الان. اجازه میدی؟
+آمممم...اوهوم
ا.ت چشماشو میبنده و جونگ کوک جلو میره که..
دین دیری دین دین دین دیری دین دین دیری دین دین
هه هه گوشی جونگ کوک زنگ خورد
-ایشش همیشه بد موقع زنگ میخوره بله جک اوکی کن خودت اره بای خب خب کجا بودیم
جونگ کوک جلو میره و موچ ما.چ دوستان دیگه بیشتر از این بازش نمیکنم دیگه نزدیکای شبه ا.ت و جونگ کوک با یه بستنی توی دستشون کنار دریا قدم میزنن
+وایی سردههه
-سردته؟
+اوهوم
جونگ کوک کتشو در میاره و روی دوش ا.ت میندازه
+مرسی
خب اینا میرن یه جا شام میخورن و میرن خونه و در آغو.ش هم میخوابن
فردای اون روز ا.ت زود بلند میشه و برای جونگ کوک صبحونه درست میکنه کوک بیدار میشه و با یه میز خوشگل رو به رو میشه
-اوه اوهه ببین دلبر خانوم چه کردههه
+همه رو دیونه کرده(با ریتم)
جونگ کوک لپ ا.ت رو میبو.سه و لبخند میزنه و ا.ت خیره میشه به اون لبخند زیبا که کم پیش میاد ببینتش
جونگ کوک میشینه
-نمیشینی؟
+چرا میشینم
ا.ت به سمت صندلی رو به رویی میره
-کجا؟؟
+بشینم دیگه
-خب بیا بشین جایی که باید بشینی
به پا.ش اشاره میکنی
+نهههه
-پاشو بیا وگرنه لب نمیزنم بهش
+باشه
میره و میشینه بغ.ل جونگ کوک جونگ کوک یه لغمه برای اون میگیره و یه لقمه برا خودش( اه اه اه چندششششش)و صبحونه اینجوری میگذره و کوک میره سر کار
+خب خب واس ناهار چی درست کنم؟؟؟
ا.ت شروع میکنه و یه دوکبوکی خوشمزه میپزه
ا.ت درحال اشپزی بود که جونگ کوک میاد خونه و بوی غذا دماغشو پر میکنه
-به به این بوی چیه
+سلامت کوووو
-سلام خانوم خوشگله
+سلام خسته نباشی
-مرسی جواب سوالمو ندادی این بوی خوب از چیه؟
+معلومه دیگه دوکبوکی
-به به بیار بخورم
+برو برو تا اینا یکم دیگه بپزه برو یه دوش بگیر از سرکار اومدیی
-باشه خانوم حساس
ا.ت میزو میچینه که جونگ کوک میاد
ا.ت برا جونگ کوک غذا میریزه و خیره بهش میشه تا جونگ کوک نظرشو بگه
-خب خب ببینیم چیکار کرده. نام نام نام(دوستان داره میجوه)
+بد شده؟؟؟؟؟
جونگ کوک قیافشو کج و کوله میکنه
+بده؟؟؟؟
-خیلی ....خیلی خوشمزه شدههه
+واقعا؟؟؟(چماش برق میزنه)
-بعله خانوم خوشگله عالیهههه
با هم ناهارو میخورن
-خب از اونحایی که شما پختی من ظرفا رو میشورم
+تووو نههههه خودم
-عا اکی اکی آروممم
ا.ت شروع میکنه به شستن ظرفا و جونگ کوک میزو جمع میکنه و میاد از پشت ا.ت رو بغل میکنه
+جمع کردی؟
-اوهوم
+برو اونور خیس میشی
-نچ نمیرم
+آب میپاشمااااا
-نچچ
+باشه
جونگ کوک یهو دستشو میکنه زیر آب و میپاشه تو صورت ا.ت
+هییینننننن جونگ کوکککک
-جانممم
+میکشمتتتت
ا.ت حرصی اب میپاشه سمت جونگ کوک
و جونگ کوک از آشپزخونه میره بیرون و ا.ت زیر خنده میزنه
+زن یه دیوونه عین خودم شدم
ا.ت دو تا قهوه میریزه و میره تو حال
+چیکار میکنی؟
-تو لبتابم یه سری کار دارم
+طول میکشه
-یکم اره بعدش هر کاری بگی بکنیم
+ اوکی
//چند ساعت میگذره
-تموم شد
+خبببب جونگ کوک چه کنیمممم
-فیلم بزارم؟
+بزار...نه وایسا برم چیز میز بیارم
ا.ت میره چیپس و پفک و اینا میاره و با هم فیلم میبینن یه فیلم عاشقانه که تهش بد تموم شد
+عرررر(داره گریه میکنه)
-چیشده
+پسرهه مرد عرررررر
-گریه نکن بابا فیلمه
+عرررر باشه
-اممم موقع شامه چی سفارش بدم
+عههه میخواستم شام بپزممممم
-دیگه نشد چی سفارش بدم؟
+پیتزاااا
-خب تا پیتزا میاد یه فیلم ترسناک بزار...اوه نه تو میترسی
+عه مننن؟ من میترسم؟
-نمیترسی؟
+نچ
-اوکی
دو دیقه بعد
+جیغغغغغغ جونگ کوکککککک
خودشو تو بغل جونگ کوک قایم میکنه
جونگ کوک فیلمو قطع میکنه
-چیشد نمیترسیدی کهه
میزنه زیر خنده
و ا.ت به زیبا ترین خنده دنیا خیره میشه
-چته (با لبخند)
+چقدر خوشگل میخندیییییی
-هه .
زینگگگگگگ زینگگگگگگگگ
ادامه دارد....
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟓
_
-چرا که نه بریم که یه جای خوب میشناسم واسه این موقع
ا.ت و کوک با هم میرن به یه ساحل
+واییی اینجا چه خوشگلههههه
-خوشگله ولی نه به زیبایی شما
+حیحیحی..(ذوق/خجالت)
-کجا بشینیم؟ برم صندلی بگی...
+نه دوس دارم رو شنا بشنیم
-اوکی
میرن و روی شنا میشینن و دریا رو نگاه میکنن
-ا.ت؟
+جانم؟
-دوسم داری ؟
+ها؟
-من مجبورت کردم باهام ازدواج کنی دوسم داری؟
+آمم نمیدونم دوست داشتن نیست ولی یه حس هایی بهت دارم ولی قول میدم دوست داشته باشم
-خوبه
جونگ کوک به سمت ا.ت بر میگرده
-خانوم کوچولو اون موقع که ازت اجازه نگرفتم ولی الان. اجازه میدی؟
+آمممم...اوهوم
ا.ت چشماشو میبنده و جونگ کوک جلو میره که..
دین دیری دین دین دین دیری دین دین دیری دین دین
هه هه گوشی جونگ کوک زنگ خورد
-ایشش همیشه بد موقع زنگ میخوره بله جک اوکی کن خودت اره بای خب خب کجا بودیم
جونگ کوک جلو میره و موچ ما.چ دوستان دیگه بیشتر از این بازش نمیکنم دیگه نزدیکای شبه ا.ت و جونگ کوک با یه بستنی توی دستشون کنار دریا قدم میزنن
+وایی سردههه
-سردته؟
+اوهوم
جونگ کوک کتشو در میاره و روی دوش ا.ت میندازه
+مرسی
خب اینا میرن یه جا شام میخورن و میرن خونه و در آغو.ش هم میخوابن
فردای اون روز ا.ت زود بلند میشه و برای جونگ کوک صبحونه درست میکنه کوک بیدار میشه و با یه میز خوشگل رو به رو میشه
-اوه اوهه ببین دلبر خانوم چه کردههه
+همه رو دیونه کرده(با ریتم)
جونگ کوک لپ ا.ت رو میبو.سه و لبخند میزنه و ا.ت خیره میشه به اون لبخند زیبا که کم پیش میاد ببینتش
جونگ کوک میشینه
-نمیشینی؟
+چرا میشینم
ا.ت به سمت صندلی رو به رویی میره
-کجا؟؟
+بشینم دیگه
-خب بیا بشین جایی که باید بشینی
به پا.ش اشاره میکنی
+نهههه
-پاشو بیا وگرنه لب نمیزنم بهش
+باشه
میره و میشینه بغ.ل جونگ کوک جونگ کوک یه لغمه برای اون میگیره و یه لقمه برا خودش( اه اه اه چندششششش)و صبحونه اینجوری میگذره و کوک میره سر کار
+خب خب واس ناهار چی درست کنم؟؟؟
ا.ت شروع میکنه و یه دوکبوکی خوشمزه میپزه
ا.ت درحال اشپزی بود که جونگ کوک میاد خونه و بوی غذا دماغشو پر میکنه
-به به این بوی چیه
+سلامت کوووو
-سلام خانوم خوشگله
+سلام خسته نباشی
-مرسی جواب سوالمو ندادی این بوی خوب از چیه؟
+معلومه دیگه دوکبوکی
-به به بیار بخورم
+برو برو تا اینا یکم دیگه بپزه برو یه دوش بگیر از سرکار اومدیی
-باشه خانوم حساس
ا.ت میزو میچینه که جونگ کوک میاد
ا.ت برا جونگ کوک غذا میریزه و خیره بهش میشه تا جونگ کوک نظرشو بگه
-خب خب ببینیم چیکار کرده. نام نام نام(دوستان داره میجوه)
+بد شده؟؟؟؟؟
جونگ کوک قیافشو کج و کوله میکنه
+بده؟؟؟؟
-خیلی ....خیلی خوشمزه شدههه
+واقعا؟؟؟(چماش برق میزنه)
-بعله خانوم خوشگله عالیهههه
با هم ناهارو میخورن
-خب از اونحایی که شما پختی من ظرفا رو میشورم
+تووو نههههه خودم
-عا اکی اکی آروممم
ا.ت شروع میکنه به شستن ظرفا و جونگ کوک میزو جمع میکنه و میاد از پشت ا.ت رو بغل میکنه
+جمع کردی؟
-اوهوم
+برو اونور خیس میشی
-نچ نمیرم
+آب میپاشمااااا
-نچچ
+باشه
جونگ کوک یهو دستشو میکنه زیر آب و میپاشه تو صورت ا.ت
+هییینننننن جونگ کوکککک
-جانممم
+میکشمتتتت
ا.ت حرصی اب میپاشه سمت جونگ کوک
و جونگ کوک از آشپزخونه میره بیرون و ا.ت زیر خنده میزنه
+زن یه دیوونه عین خودم شدم
ا.ت دو تا قهوه میریزه و میره تو حال
+چیکار میکنی؟
-تو لبتابم یه سری کار دارم
+طول میکشه
-یکم اره بعدش هر کاری بگی بکنیم
+ اوکی
//چند ساعت میگذره
-تموم شد
+خبببب جونگ کوک چه کنیمممم
-فیلم بزارم؟
+بزار...نه وایسا برم چیز میز بیارم
ا.ت میره چیپس و پفک و اینا میاره و با هم فیلم میبینن یه فیلم عاشقانه که تهش بد تموم شد
+عرررر(داره گریه میکنه)
-چیشده
+پسرهه مرد عرررررر
-گریه نکن بابا فیلمه
+عرررر باشه
-اممم موقع شامه چی سفارش بدم
+عههه میخواستم شام بپزممممم
-دیگه نشد چی سفارش بدم؟
+پیتزاااا
-خب تا پیتزا میاد یه فیلم ترسناک بزار...اوه نه تو میترسی
+عه مننن؟ من میترسم؟
-نمیترسی؟
+نچ
-اوکی
دو دیقه بعد
+جیغغغغغغ جونگ کوکککککک
خودشو تو بغل جونگ کوک قایم میکنه
جونگ کوک فیلمو قطع میکنه
-چیشد نمیترسیدی کهه
میزنه زیر خنده
و ا.ت به زیبا ترین خنده دنیا خیره میشه
-چته (با لبخند)
+چقدر خوشگل میخندیییییی
-هه .
زینگگگگگگ زینگگگگگگگگ
ادامه دارد....
- ۲۰.۷k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط