{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟕

_

و با تموم وجودم اشک ریختم که...
ویو جونگ کوک
با صدای گریه یه نفر بیدار شدم من کجام بدنم اخخخ خشک شده این کیه داره گریه میکنه آممممممم با درک کردن موقعیت عین چی پریدم وای ا.ت بیدار شدهه
-ا.ت (با صدایی گرفته)
+......
-ا.ت وای بیدار شدی وای خانوم پرستاررررررر خانوم پرستاررررر
+.....(با تعجب خیره شده بهش)
-وای ا.ت بیدار شدییی فداتبشم مننننن
و ا.ت رو بغل میکته
ا.تم که پشماش ریخته
°چته آقا بیمارستانو گذاشتی رو سرت
-خانوم مریضم بیدار شده چکش کنید وضعیتشو (جدی)
+وا..آدم موجی(زیر لب)
-چیزی گفتی؟
+نه..آمم جونگ کوک(سرد)
-بله خانومی(عققققق )
+یکم آب برام میاری(سرد)
-چشممم(عققق بیشتر)
پرستار وضعیتو چک میکنه
°درد دارید؟
+بله سرمو و قلبم
°وضعیتشون خوبه ولی دکتر صبح باید بیاد معاینشون کنه واسه دردشونم چون خطرناکه یه دارو خیلی ضعیف تزریق میکنیم
رفت
-خب خب خانوم کوچولو خواب خوب بود؟
+.....
-هه بعد سه روز خواب بودن جواب مارم نمیده
+چیییییی سه روزززز
-بعله قلب کوچولوی شما باعث شد سه روز نتونم چشاتو ببینم
+.....
-هعی برات دارو زدن پس بهتره استراحت کنی
پتو رو روی ا.ت میکشه
//صبح//
جونگ کوک تا صبح بیدار بود و همه حواسش به ا.ت بود
+هعیی
-عه بیدار شدی؟
+اوهوم
-برم صبحونتو بگیرم
در همین لحطه در وا میشه
^سلاممم
-عه ته اومدی سلام(خسته)
+اوه سلام
◇سلامممممممممم کایلا جونممممم
+سلاممممم کالارااا
میاد جلو و ا.ت رو بغل میکنه
+امم جونگ کوک
-جانم
+میشع اسم اصلیمو به کلارا بگممم یجوریه
-اوکی
◇پس منم میگمممم
یهو باز در وا میشه و ساشا و سوکجینم میان
=سلاممم
×سلامممم
-اوه ویولت مایکللل سلامم
+سلاممم
◇اممم بچه ها از اونجایی که کایلا جزوی از ما شده قراره اسمامونو به هم بگیم
×=اوکی
^من تهیونگم بهم میگن ته
×ساشام
=سوکجین که بهم میگن جین
◇رزیتاااامممممممم
+خشوقتم منم ا.تم بچه ها
×اسمت قشنگه
+مرسی
-بچه ها یه چند ساعت پیش ا.ت بمونید من میرم برمیگردم
^اوکی
خب خب جونگ کوک جان داره میره پیش کی؟ هیچ جا داره میره شرکت فک کردید کجا میخواد بره
ا.ت و بچه ها همینجوری با هم حرف میزدن که گوشی ته زنگ میخوره
^الو جان داداش
-...........
^عا اوکی
قطع میکنه
^خب خب زن داداش داداش گفت که باید بریم کارای ترخیصو انجام بدین شما لباساتونو عوض کنید من برم کارارو بکنم برسونمتون خونع
+باشه
خب ا.ت لباساشوعوض میکنه ته ام کارای ترخیصو میکنه و میبرن ا.ت رو خونه میزارن
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۶)

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟖+مرسی ته^خواهش میکنم زن داداش مرا...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏𝟗_پیرهن خو.نی جونگ کوک که تو چشم ...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟔 زینگگگگگگ زینگگگگگگگگ-پیتزا رو ...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟓_-چرا که نه بریم که یه جای خوب م...

شوهر اتفاقی

شوهر اتفاقی

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط