{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تکپارتی

#تکپارتی
از یونگی


از دیشب که تورو از تولد دوستت اورد خونه و توی راه کلی باهم دعوا کردین هیچی نخورده بودی ... شوگا بشدت روی تو حساس بود و خب تو اینو کاملا درک میکردی ... حتی بخاطر وجود ی پسر توی مهمونی بود که باهم دعوا کرده بودید ... خودتو زده بودی به خواب که صدای در اومد ... چشم هاتو بهم فشردی و رفتی زیر پتو ... اومد و کنارت روی تخت نشست ...

شوگا : میدونم بیداری .... پاشو غذا بخور ...

ا/ت : سکوت کرده بودی و خودتو به خواب زده بودی

شوگا : با کی داری لج میکنی ؟ از دیشب تا حالا هیچی نخوردی ... مریض میشی ... پاشو بیا غذاتو بخور ...

ا/ت : ...

شوگا توی ی حرکت ا/ت رو براید استایل بغل کرد و بردش بیرون از اتاق

ا/ت : هعییییی بزارم زمین ... گرسنه نیستم

شوگا : پس بیدار بودی

ا/ت : اره ... اصلا باهات قهرم پیشی بد ...

شوگا : تو بیا غذاتو بخور دارم برات بیبی شیطون

ا/ت : از اونجایی که الان توی خونه بودیم و زورم به شوگا نمیرسید به حرفش گوش کردم و تا میز رو چید چاپستیکم رو برداشتم و با ذوق و شوق غذا رو خوردم

شوگا : دیدی از گشنگی داشتی میمردی

ا/ت : مگه خودت نگفتی غذا بخور ...

شوگا : خیلی خب بخور بعدا به خدمتت میرسم ...

ا/ت : هان ؟؟

شوگا : دو تا خطا کردی ... یک : باهام قهر کردی ... دو : به خودت صدمه زدی ..

ا/ت : یاعععععع ... مین یونگی من از خونه میرم

شوگا : میتونی ؟!

ا/ت : مگه تو امشب تمرین نداری ... دیرت میشه .. برو

شوگا : نخیر با نامجون هماهنگ کردم قراره ی بیبی شیطون رو تنبیه کنم ...

ا/ت : یونگییییییی ( با قیافه کیوت )

با خودم گفتم اگه همین جور بشینم و کاری نکنم بدبختم میکنه ... پس لیوان اب کنارم رو برداشتم و پاشیدم رو صورتش ...


ا/ت : الفراررررررررر💃

شوگا : ا/ت فقط دعا کن نگیرمت

کل خونه رو اون دنبالم میکرد و من بالشتا و کوسن های روی مبل رو به سمت اون پرت میکردم که یهو زنگ خونه خورد

ا/ت : منتظر کسی بودی ؟!

شوگا : ی لحظه وایستا بزار برم درو باز کنم

شوگا رفت درو باز کرد و دیدم که اعضا وارد شدن و وقتی جیهوپ رو دیدم احساس قدرت کردم چون تنها کسی که میتونست جلوی شوگا وایسته هوپی بود زود رفتم پشتش قایم شدم

ا/ت : هیونگ تورو خدا منو از دست این پیشی خشن نجات بده

نامی : چیشده باز ؟!

ا/ت : لیوان آب رو روش خالی کردم افتاد دنبالم

کوکی : ای ول ا/ت

ا/ت : چاکریم بانی

شوگا : ا/ت مگر دستم بهت نرسه

ویو شوگا

با بچه ها رفتیم داخل و داشتیم شام میخوردیم که با جیهوپ و نامجون و کوکی و جین هماهنگ کردم که روی ا/ت اب بریزیم و تلافی کنم یهو همه باهم اب هامون رو سمت ا/ت پرت کردیم که ا/ت همون لحظه اخر جا خالی داد و اب خالی شد رو سر جیمین

جیمین : هیییی چیکار میکنید ... پس اینجوریه


خلاصه همه مثل موش آب کشیده توی حال ولو شدیم

جین : وای بحالتون اگه سرما خوردین


پایان✨
دیدگاه ها (۱۲)

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

پارت ۴ (سرنوشت)

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

فیک تهیونگ

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

سناریو خط قرمز پارت اخر

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط