KIM V
part ²⁰
ا.ت
بعد از اسب سواری به سمت خوابگاه رفتم
امروز خیلی خسته شده بودم.
صبح جین هیونگ گفته بود که شام رو خودش درست میکنه
ولی چقدر خوبه به واسطه رابطه شین هه و استاد مین منم دست پخت جین هیونگ نصیبم میشه.
نمیدونم چرا هرجا میرم چپ چپ نگاهم میکنند، انگار حقشون خوردم.
رسیدم بدو بدو رفتم پیش جین هیونگ این دو روز خیلی با جین هیونگ اوکی شده بودم.
ا.ت: هیونگ کجایی؟
جین: ات بیا آشپزخانه دارم غذا درست میکنم
ا.ت: سلام جین هیونگ خسته نباشی
جین: سلام به روی ماهت خرگوش کوچولو، توهم خسته نباشی
بدو بیا کمک هیونگ که کلی کار دارم.
امشب سالگرد ازدواج من و میخوام کیک بپزم
ات: وای جداااااااا😍 مبارک باشه
خب من چیکار کنم ؟!
جین: آشپزی بلدی؟!
ا.ت: مامانم هرچی راجب دختر داشتن بلد بود رو روی منه بدبخت پیاده کرده😞
برای همین کلی غذا بلدم البته تعریف از خود نباشه هاا
جین: از بس خوشگلی همه میتونن از ظاهرت بفهمن که چقدر تو همچی استعداد داری!!
ا.ت: اگه انداز برنداز من تموم شد بگو باید چیکار کنم ؟
جین: لطفا تو غذا بیبیمباپ و سمگیوپسال درست کن.
کیمچی هم خودم درست کردم.
هرجا کمک خواستی بگو.
اها راستی برنج سرخ شده خیلی دوست داره.
میخوام امشب متفاوت باشه.
ا.ت: امر دیگه ای نیست فرمانده 😐
جین: نه خرگوشک شروع کن وقت نداریم!!
طبق دستورات پخت مامانم شروع کردم، بعضی اوقات هم با جین هیونگ مشورت میکردم،
اگه ایده ای داره بگه برای بهتر شدن غذا
همه چی آماده شده بود و جین هیونگ خیلی راضی بود از طمع غذا ها
کیکی هم که هیونگ درست کرده بود فوق العاده بود.
سریع وسایل با سلیقه رو میز چیدیم .
واقعا قشنگ شده بود دلم نمیومد اینا رو بخورند.
بلاخره اومدن البته قرار شد سوپرایز سارا بمونه بعد از شام.
جیهوپ : اولالا آفرین جین هیونگ چیکار کردی امشب.
سارا : همسر هنرمند منه دیگه
شوگا: خبریه جین هیونگ؟ از این کارا کم پیش میاد بکنی؟!
جین: بشکنه این دست که برای تو نمکدون که نداره هیچ چه برسه به نمک!!
نخیر خبری نیست به مناسبت پیدا کردن عشقت در نظر بگیر پیشی.
جین : یکی زنگ بزنه به تهیونگ ذلیل شده ببینه چرا نیومده هنوز!!
تهیونگ : من اینجام داشتم به بحث شما گوش میدادم
جمیعا سلام
جین : خب بیاین شروع کنیم که خیلی گشنمه
ا.
ت
واقعا خیلی خسته شده بودم.
امروز هم فعالیت زیادی داشتم و هم خیلی خوش گذشت اما الان اصلا حال ندارم برای خودم غذا بکشم!
همه داشتند از جین و غذا تعریف و تشکر میکردند
تهیونگ : چرا نمیخوری ا.ت خیلی خوشمزه شده
ا.ت : حال ندارم غذا بکشم.
تهیونگ : خب به من میگفتی خرگوش کوچولو تا خودم برات بکشم.
واقعا تهیونگ با اینکه ظاهر خشکی داشت تا الان فقط ازش حمایت دیدم.
ا.ت : مرسی تهیونگ شی.
جین : خب از غذا لذت بردید ممنون از تمام عشقی که به من دادید
اما من فقط کیمچی درست کرده بودم بقیه غذا ها رو ا.ت درست کرده.
قشنگ پشمای همه ریخته بود جز شین هه خب اون با من بزرگ شده بود
و همه چیز رو راجب من میدونست.
جیهوپ : باورم نمیشه یه بچه به اندازه تو اینقدر خوب تو آشپزی مهارت داشته باشه.
واقعا بهت احترام میذارم ا.ت.
...........
شرط پارت بعد ۲۰ تا لایکه و ۳۰ تا کامنت
لطفا همگی کامنت بزارید که پارت بعد اپلود شد بهتون اطلاع بدم
دوستان
تا جایی که میتونید حمایت کنید و پیجو به بقیه معرفی کنید
ا.ت
بعد از اسب سواری به سمت خوابگاه رفتم
امروز خیلی خسته شده بودم.
صبح جین هیونگ گفته بود که شام رو خودش درست میکنه
ولی چقدر خوبه به واسطه رابطه شین هه و استاد مین منم دست پخت جین هیونگ نصیبم میشه.
نمیدونم چرا هرجا میرم چپ چپ نگاهم میکنند، انگار حقشون خوردم.
رسیدم بدو بدو رفتم پیش جین هیونگ این دو روز خیلی با جین هیونگ اوکی شده بودم.
ا.ت: هیونگ کجایی؟
جین: ات بیا آشپزخانه دارم غذا درست میکنم
ا.ت: سلام جین هیونگ خسته نباشی
جین: سلام به روی ماهت خرگوش کوچولو، توهم خسته نباشی
بدو بیا کمک هیونگ که کلی کار دارم.
امشب سالگرد ازدواج من و میخوام کیک بپزم
ات: وای جداااااااا😍 مبارک باشه
خب من چیکار کنم ؟!
جین: آشپزی بلدی؟!
ا.ت: مامانم هرچی راجب دختر داشتن بلد بود رو روی منه بدبخت پیاده کرده😞
برای همین کلی غذا بلدم البته تعریف از خود نباشه هاا
جین: از بس خوشگلی همه میتونن از ظاهرت بفهمن که چقدر تو همچی استعداد داری!!
ا.ت: اگه انداز برنداز من تموم شد بگو باید چیکار کنم ؟
جین: لطفا تو غذا بیبیمباپ و سمگیوپسال درست کن.
کیمچی هم خودم درست کردم.
هرجا کمک خواستی بگو.
اها راستی برنج سرخ شده خیلی دوست داره.
میخوام امشب متفاوت باشه.
ا.ت: امر دیگه ای نیست فرمانده 😐
جین: نه خرگوشک شروع کن وقت نداریم!!
طبق دستورات پخت مامانم شروع کردم، بعضی اوقات هم با جین هیونگ مشورت میکردم،
اگه ایده ای داره بگه برای بهتر شدن غذا
همه چی آماده شده بود و جین هیونگ خیلی راضی بود از طمع غذا ها
کیکی هم که هیونگ درست کرده بود فوق العاده بود.
سریع وسایل با سلیقه رو میز چیدیم .
واقعا قشنگ شده بود دلم نمیومد اینا رو بخورند.
بلاخره اومدن البته قرار شد سوپرایز سارا بمونه بعد از شام.
جیهوپ : اولالا آفرین جین هیونگ چیکار کردی امشب.
سارا : همسر هنرمند منه دیگه
شوگا: خبریه جین هیونگ؟ از این کارا کم پیش میاد بکنی؟!
جین: بشکنه این دست که برای تو نمکدون که نداره هیچ چه برسه به نمک!!
نخیر خبری نیست به مناسبت پیدا کردن عشقت در نظر بگیر پیشی.
جین : یکی زنگ بزنه به تهیونگ ذلیل شده ببینه چرا نیومده هنوز!!
تهیونگ : من اینجام داشتم به بحث شما گوش میدادم
جمیعا سلام
جین : خب بیاین شروع کنیم که خیلی گشنمه
ا.
ت
واقعا خیلی خسته شده بودم.
امروز هم فعالیت زیادی داشتم و هم خیلی خوش گذشت اما الان اصلا حال ندارم برای خودم غذا بکشم!
همه داشتند از جین و غذا تعریف و تشکر میکردند
تهیونگ : چرا نمیخوری ا.ت خیلی خوشمزه شده
ا.ت : حال ندارم غذا بکشم.
تهیونگ : خب به من میگفتی خرگوش کوچولو تا خودم برات بکشم.
واقعا تهیونگ با اینکه ظاهر خشکی داشت تا الان فقط ازش حمایت دیدم.
ا.ت : مرسی تهیونگ شی.
جین : خب از غذا لذت بردید ممنون از تمام عشقی که به من دادید
اما من فقط کیمچی درست کرده بودم بقیه غذا ها رو ا.ت درست کرده.
قشنگ پشمای همه ریخته بود جز شین هه خب اون با من بزرگ شده بود
و همه چیز رو راجب من میدونست.
جیهوپ : باورم نمیشه یه بچه به اندازه تو اینقدر خوب تو آشپزی مهارت داشته باشه.
واقعا بهت احترام میذارم ا.ت.
...........
شرط پارت بعد ۲۰ تا لایکه و ۳۰ تا کامنت
لطفا همگی کامنت بزارید که پارت بعد اپلود شد بهتون اطلاع بدم
دوستان
تا جایی که میتونید حمایت کنید و پیجو به بقیه معرفی کنید
- ۱۱۵
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط