{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشیمونی

پشیمونی..
پارت. ۱۲
ویو جونگهی

جونگهی: کی اینکار رو کرده باهات؟
لیام:...
جونگهی:جواب منو بدههههه...

باز هم جواب نداد.
جونگهی: کار جونگ کوکه نه؟!
لیام: آ..آره..

ویو ادمین گرامی

جونگهی شروع کرد به خندیدن.
اون با جونگ کوک تفاوت سنی زیادی داشت..
اما باهاش خوب می‌ساخت..
درواقع کوک رو از طریق پدرش می‌شناخت.

(فلش بک به شیش سال پیش)

جونگهی در حالی که قرار داد رو امضا می‌کرد.. رو به جئون گفت..

جونگهی: امیدوارم همکاری خوبی بشه.
جئون: حتما میشه..

بعد از بستن قرارداد به حیاط عمارت جئون ها رفت تا کمی هوا بخوره..

پسری جوان دید..که انگار خسته از دانشگاه برمی‌گردد.
جونگهی سلام کرد.
که پسر جوابش رو داد.


جونگهی متوجه اخم پسر شده بود.
جونگهی: اتفاقی افتاده مرد جوان؟
کوک: ایششش...راستش چند تا از بچه ها برام قلدری کردن.

و به گونه ورم کرده اش اشاره کرد.
جونگهی نگاه سردش را به تعجب و خنده داد و گفت.

_بهت نمیخوره کتک خور باشی..
کوک: نیستم..اما ایندفه از پشت حمله کردن.
جونگهی که از شنیدن حرف اخم کرده بود لب زد.
_بهتره به کلاس مبارزه بری.
کوک: جدی؟..نمیدونستم..

جونگهی از اینکه پسر با لحن مسخره واری بهش توپیده بود لب زد.
جونگهی: شنبه ها و چهارشنبه ها به (یه اسم) بیا..

و رفت..
ادامه دارد...
لایک کنین..
دیدگاه ها (۱۷)

پشیمونی..پارت.۱۳ویو نویسندهبعد از اون دیدار جونگ کوک اول نمی...

بچه ها میدونم فعالیت کمه...اما خب حجم درسا زیاده..درک کنید🥲❤...

روز خوشگل های من مبارکککککک😍😍میدونم فیلم از جینه..اما چیز به...

پشیمونی..پارت. ۱۱ویو جنالیام تمام مدت بغض کرده بود.جنا: لیام...

سه پارتی Part : 3* بستنی فروشی *زوج جوان با خجالت روبه هم نش...

P. 17

سه پارتی Part: 2آخی از لب های لارا خارج شد جونگ کوک : چی شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط