{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به اندازه ی یک فنجانِ قهوه

به اندازه ی یک فنجانِ قهوه
به اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته بود
از خودش گفت ، از قصدِ آمدنش ، از چرایِ رفتنش
ساده بود و صمیمی‌
لحنی داشت ، به گوشِ احساسِ من ، بی‌ انتها غریب
قهوه‌اش را خورد ، دستم را فشرد و رفت

ماجرایِ عجیبی ‌ست بودنِ ما آدم ها
یک نفر برایت چند دقیقه وقت می‌‌گذارد و به اندازه ی خوردنِ یک قهوه ، چشمانت را به دنیایی تازه باز می‌‌کند...
برای یک نفر ، عمری وقت می‌‌گذاری. همان کسی‌ که قادر است به اندازه ی خوردنِ یک قهوه ، دنیایی را خراب کند

با تاسف نمی‌نویسم
برای بیدار شدن ، برای شروع‌های تازه ، هرگز دیر نیست
قهوه‌های تلخ ، آدم‌های تلخ ، روز‌های تلخ ، الزاماً به معنی‌ پایانی تلخ نیست
هنوز هم معتقدم ... برای وارد شدن به دنیای دیگران ، باید به اندازه یک فنجان قهوه برایشان وقت گذاشت
دیدگاه ها (۳)

گلاویزِ یک جمعه امعنکبوتیتار تنیده در دهلیز های تاریکِ ذهنپی...

روزی می‌رسد که پشیمان می‌شوی از دوست داشتن یک طرفه،از این حس...

به خانه خواهم آمداگرجاده‌های طولانی صد پاره شونداگراین تاریک...

من به این انتظار اکتفا نمیکنمتو را از این شهراز شب از این فا...

گاهی وقت‌ها باید در میانِ هیاهویِ روابطِ گذرا و ارتباط‌های س...

ا‌𝅥ل𐨆و د𖫲ف᳤تࢪ با︪︩ׄن𐨆𐨆و ری𐨆𐨆ٮٓآꥋ ? یٔـ‌هـ مٰܢܚی𐨆𐨆ج ا︪︩ׄز ...

❀ ایـن ها حَـرف‌هـایِ دِلِ مَـنـه... داسـتانی کِـه مَـن اَز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط