{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به این انتظار اکتفا نمیکنم

من به این انتظار اکتفا نمیکنم
تو را از این شهر
از شب
از این فاصله‌های ممتد پس خواهم گرفت
تو خواهی‌ آمد
بگذار هیاهوی جاده‌‌ها کرّ کند گوش بودن‌هایمان را
بگذار شب‌های کش دار تنهایی‌ ، خودش را بکشد به رخ گریه‌های بی‌ کسی‌
بگذار دیوار‌ها
به بلندای سکوت این خانه قد بکشند
بگذار این تخت
هیچ خوابِ خوشی‌ برای ما نبیند
بگذار یک شهر
با درهای بسته‌اش ، مرا ناامید کند
من رویای خوش آمدنت را آلوده به هیچ فریب غم انگیری نمی‌‌کنم برای من تو هرگز نرفته ای ...
دیدگاه ها (۲)

به خانه خواهم آمداگرجاده‌های طولانی صد پاره شونداگراین تاریک...

به اندازه ی یک فنجانِ قهوهبه اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته...

حالا که اینها را می‌‌نویسم، دیگر از هیچ چیزی نمی‌‌ترسم. آنقد...

روزی به دیدارم خواهی‌ آمد که دیگر نمی‌‌شناسمتشاخه گلی‌ روی ز...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

فرشته‌ای در قلمرو شیطانpart: 1 ...

سخت‌ترین هنرِ جهان، لبخند زدن در لحظه‌ای است که تمامِ ستون‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط