{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶

ات متجه میشه کتاب تو دستشه
صفحه هاشو باز میکنه و میبینه
که توش هیچ چیزی ننوشته شده

ات: این لعنتی هیچی نداره
خدمتکار: اهای تازه وارد
ات: چته
خدمتکار: بیا بهت قوانین رو بگم شاید مودبانه حرف زدی
ات: خب قوانین چیه
خدمتکار: مثل اینکه نمیدونی خدمتکار چه شخصه والا مرتبه ای شدی
ات: نه کی
خدمتکار: شوالیه تاریک اقای پارک جیمین

ات از شنیدن این حرف خدمتکار خشکش زده بود

ات: بدبخت شدم... نمیشه خدمتکار یه نفر دیگه بشم ترو خدا
خدمتکار: اقای پارک اینجوری دستور دادن
ات: نه نمیخوام... هی تویی که منو تو کتاب گذاشتی زود منو بیار بیرون.... داد....
خدمتکار: قانون شماره ۱۳ خدمتکار ها حق داد زدن رو ندارن حالا گوش کن قوانینو باید حفظ کنی

ات از روی ناچاری به قنوانین گوش کرد

خدمتکار: شماره ۱ هیچ دعوایی نباید اتفاق بیوفته
شماره ۲ کار ها باید در زمان درست و تعیین شده باید انجام بشه
شماره ۳ سر باید تو کار خودت باشه
.
.
.
.
شماره ۱۹ همیشه باید ساعت ۶ بیدار بشی
شمارت ۲۰ و اخرین قانون هر دستوری که ارباب بهت میده باید بدون چون و چرا انجام بده
دیدگاه ها (۲۰)

حس میکنم فیک انتقام ندیمه رو دوست ندارین راستی اسمشو عوض کر...

پارت ۷ات داشت تمیز کاری میکرد که یکی از قوانین براش عجیب بود...

پارت ۵پایان داستان ات: یعنی اون شوالیه چه شکلیه یه دفعه یه ص...

پارت ۴ات تو راه خونه بودم از ترس همش درو ورم رو نگاه میکردم ...

پسر بد (2)

پارت ۴جیمین:سلااااامیونگی:سلام چته چرا انقدر خوشحالی؟جیمین:ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط