{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو قصه های شیرین زندگی ام بودی،

تو قصه های شیرین زندگی ام بودی،
قصه های نگفته ات را با من
در نیمه های راه تمام کردی،
اما من همچنان تنهای تنها در باران به راهم ادامه میدهم

وزندگی ام را با غصه های تو شروع و بدون تو به پایان می رسانم ،،،،،مخاطب خاص،،،،،،

m...m
دیدگاه ها (۳)

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر استتنگ بین ِ بازوان ِ تو ا...

i جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش...

ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﻰﻳﮏ ﺭﻭﺯ ...ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ...ﻳﮏ ﺳﺎﻝ ..."ﻣﻬﻢ ﮐﻴﻔﻴ...

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی داردکه این دیوانه هرگز سنگ...

قصه گو قصه نگوقصه گو قصه نگوواسه خوابوندن منسعی بیهوده نکنوا...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

تولد مبارک جنگکوکی

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

سناریو تهیونگ

میبخشی پارت ۳

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط