{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

i جان من در دست او دستش به دست دیگری

i جان من در دست او دستش به دست دیگری

جام من در دست او ، مدهوش و مست دیگری

ماه او در چشم من چشمش به چشمان رقیب

هستیم از هست او هستش به هست دیگری

عمر من شد در فراق، او غرق عیش همرهان

قبله ی من روی او ، او بت پرست دیگری

تار زلفش دار من ، نوش لبش بر یار خود

آرزویم وصل او ، او سوی وصل دیگری

کوه کندم بهر او ، سرها سپردم در رهش

آمد اما در میان ، گفت:"ناز شصت دیگری"
دیدگاه ها (۱)

امروز به بهترین کافه شهر رفتم. سر درش نوشته بود: "ما وای فای...

....اعتمادم را گرفتی باورم را پس بده..........شمع سوزانت شدم...

وای اگر یک شب در آغوشم بگیری محشر استتنگ بین ِ بازوان ِ تو ا...

تو قصه های شیرین زندگی ام بودی، قصه های نگفته ات را با من در...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

NHRجان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهو...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

جان من در دست او دستش به دست دیگریجام من در دست او ، مدهوش و...

به نظرم ارزش خوندن داره :-D : دوستی از دوستانم در دورود همسر...

به نظرم ارزش خوندن داره :-D :دوستی از دوستانم در دورودهمسرش ...

از مادربزرگم پرسیدم پدربزرگ تا حالا واست گل خریده؟با لبخند گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط