میروم با من بیا ای نازنین

میروم   با  من  بیا  ای نازنین
پیشِ چشمانِ شبِ  تار و غمین
میروم  بر  کوچه های عشق تو
عشقِ تو سرداده بر عرش زمین
می روم  بر  زیرِ  چتر  آسمان
گوهرِ  یکتا   و  بوسِ   آخرین
در   پی  آن  طاقِ  بروی کمان
در  میانِ  شعله های   واپسین
یاد داری شهرِ شیرین، بیستون؟
یاد داری جوی بوسه  در کمین؟
یاد  داری   زیرِ  طاقِ  بیستون
گو جهانی بود و ما برصدرِ زین
تا  رسید   آن   گردبادِ بی امان
طاقت از ما برگرفت و قهروکین
دیدگاه ها (۴)

گفتی ته ِ فنجان ِ فالت سیب دیدماما نگفتی عشق... چیدم یا نچید...

پاییزدر راه است اگر بدانیچه کلماتی برای زوال برگهاوخیابان‌ها...

درست پشت نرده ها پیچکی در خود ریز می پیچیدو انگار می خواست گ...

وقتی جوابم می دهی با عشق: جانم!من صاحب عالی ترین حالِ جهانمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط