نامه کودک سیستانی به خدا
نامه کودک سیستانی به خدا
خدایا سلام، من خوبم، ولی یه مقدار تنگی نفس پیدا کردم، نمیدونم دیشب که خوابیدم چه اتفاقی افتادکه یکباره اینطوری شدم، رفتم پدرومادرمو ازخواب بیدارکنم دیدم هردوشون یه شبه پیرشدن وقتی پدرمودیدم که موهاش یه شبه سفیدشده بود وحشت کردم ، سراغ مادرمو گرفتم دیدم اونم پیرشده، خیلی ترسیده بودم هرچه فریادزدم بیدارنشدن ، رفتم پیش عروسکام دیدم وضعیت اونا هم همینطوره، زنگ زدم به عموم خودشو به من رسوند،تازه فهمیدم که سپیدی موی پدرم همش گردو خاک بود، ولی واسه همیشه ازدستشون دادم، خدایا نکنه یه شب منم اینجوری بمیرم، خدایا کمکم کن
خدایا سلام، من خوبم، ولی یه مقدار تنگی نفس پیدا کردم، نمیدونم دیشب که خوابیدم چه اتفاقی افتادکه یکباره اینطوری شدم، رفتم پدرومادرمو ازخواب بیدارکنم دیدم هردوشون یه شبه پیرشدن وقتی پدرمودیدم که موهاش یه شبه سفیدشده بود وحشت کردم ، سراغ مادرمو گرفتم دیدم اونم پیرشده، خیلی ترسیده بودم هرچه فریادزدم بیدارنشدن ، رفتم پیش عروسکام دیدم وضعیت اونا هم همینطوره، زنگ زدم به عموم خودشو به من رسوند،تازه فهمیدم که سپیدی موی پدرم همش گردو خاک بود، ولی واسه همیشه ازدستشون دادم، خدایا نکنه یه شب منم اینجوری بمیرم، خدایا کمکم کن
- ۴.۴k
- ۲۶ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط