{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقت نیستم 🥀

عاشقت نیستم 🥀
پارت 56


بعد از اینکه با کاچان برگشتیم توی خابگاه قیافه اوراراکا توی ذهنم مرور میشد و هر موقع ک میخواستم در موردش به نتیجه ای برسم به کاچان و شوتو خدانگذره نمیذاشتن و بالاخره اون اتفاق افتاد اتفاقی که دوباره به من ثابت کرد هیچ وقت نمیزاریم یه اب خوش از گلوت پایین بره درست زمانی که کاچان تو بغلم خابیده بود اونو ازم دزدیدنش
لیگ تبه کاران که یکبارم به اکادمی نفوذ کرده بودند به اردوی تمرینی اومدم و همه چیز رو ویران کردند و کاچان رو باخودشون بردند به چه حقی؟! اونا چی تو خودشون دیدند که جرعت کردند کاچانو ببرند؟؟ نمیگذرم... نابودتون میکنم و کاچانو پس میارم
خون جلو چشمامو گرفته بود علامت ها به رنگ قرمز روشن شدند و به من قدرت قتل رو منتقل کردند (اشاره به پارت 4)
از اونموقع دیکه چیزی یادم نبود فقط یه سره میکفتم کاچان.... به خیلها صدمه زدم ولی بازم کاچان برنگشت احساس تهی میکردم اکه بلایی سرش بیاد چی؟! اگه قدرتش از بین بره چی؟! اگه بمیره... نه این اتفاق نمیوفته نباید بیوفته نباید
ـــ هی توووو
دیدگاه ها (۸)

عاشقت نیستم 🥀پارت 57پسری که نصف نصف بدنش سوخته بود و به زور ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 58ــ هی دختر تو اینجا چیکار میکنی؟! همدست ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 57اوراراکا ارومتر اینقدر ندوووو ـــ ساکت ش...

عاشقت نیستم 🥀پارت 56شوتو: کاچان! کاچان! کاچان!!!! بسه دیگههه...

دکو ی شرور

سیلام سیلام. بلاخره اومدم از این پارت بدم.پارت۱۷(اگه نباشی.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط