قشنگ ترین اشتباه پارت
قشنگ ترین اشتباه پارت ⁵⁰
+ جان ؟!
_ ثابت کن !!
+ یعنی چی....
چیکار کنم ؟!
_ خودت انجامش بده....
من هیچکاری نمیکنم !!
+ نمیخوام....
_ پس بی حسی !!
+ بی حس نیستم....
_ پس ثابت کن !!
حرصیم کرده بود....
روی شکمش نشستم و به سینش مشت میزدم....
+ نمیخوام نمیخوام نمیخوام نمیخوام نمیخوام !!
_ هه....
حالا انجامش بده !! (پوزخند)
به خودم اومدم که دیدم چه غلطی کردم....
چاره چیه ؟!
+ من....
_ تو ؟!
نفس عمیقی کشیدم و....
+ قبول میکنم !!
_ منتظرم....
دست به سینه بود و چشماشو بسته بود....
پشت گردنشو گفتم و بهش نزدیک شدم....آروم لبامو روی لباش گذاشتم و بوسیدم !!
خواستم جدا شم که....
پشت سرمو گرفت و خودش ادامه داد....ول کن نیست !!
نمیدونم تا کی پیش رفت ولی....
{ ویو جیمین }
احساس کردم ا.ت داره میوفته روم....
بلندش کردم که با چهره غرق خوابش مواجه شدم....کوچولو !!
بلندش کردم و گذاشتمش روی تخت....
امروز خیلی اذیت شد....انتظار دیگه ایم نمیشه داشت !!
بوسه ای روی گونش کاشتم....
چراغ اتاق رو خاموش کردم و اومدم بیرون....خستم !!
به اتاقم رفتم و بعد از انجام کارای لازم خودمو روی تخت انداختم و....
سیاهی....شب بخیر !!
* پرش زمانی *
با صدای آلارم کوفتیم از خوابم زدم و روی تخت نشستم....
خمیازه بی سر و تهی کشیدم و به سرویس رفتم....بعد از انجام کارای لازم و مسواک زدن خارج شدم !!
گوشیمو برداشتم و شماره تهیونگ رو گرفتم....
بوق چهارم نخورده بود که جواب داد....قشنگ معلومه خواب بوده !!
_ ها ؟!
+ خوابی ؟!
_ هوم....
+ بیدار شو ببینم تا نیم ساعت دیگه جول در خونم دیر نکنیا !!
_ باش....
و قطع کرد....
معمولا همیشه وقتی از خواب بیدار میشه خیلی غر میزنه....ولی اجازه نداره جلوی رئیسش حاضر جوابی کنه !!
کت شلوار جین با یه تیشرت سفید پوشیدم و با عطر کاملش کردم....
در رو قفل کردم و با چمدونم به سمت اتاق ا.ت رفتم....با خیال اینکه خوابه بدون در زدن وارد شدم !!
ادامه دارد....
²⁵ لایک
+ جان ؟!
_ ثابت کن !!
+ یعنی چی....
چیکار کنم ؟!
_ خودت انجامش بده....
من هیچکاری نمیکنم !!
+ نمیخوام....
_ پس بی حسی !!
+ بی حس نیستم....
_ پس ثابت کن !!
حرصیم کرده بود....
روی شکمش نشستم و به سینش مشت میزدم....
+ نمیخوام نمیخوام نمیخوام نمیخوام نمیخوام !!
_ هه....
حالا انجامش بده !! (پوزخند)
به خودم اومدم که دیدم چه غلطی کردم....
چاره چیه ؟!
+ من....
_ تو ؟!
نفس عمیقی کشیدم و....
+ قبول میکنم !!
_ منتظرم....
دست به سینه بود و چشماشو بسته بود....
پشت گردنشو گفتم و بهش نزدیک شدم....آروم لبامو روی لباش گذاشتم و بوسیدم !!
خواستم جدا شم که....
پشت سرمو گرفت و خودش ادامه داد....ول کن نیست !!
نمیدونم تا کی پیش رفت ولی....
{ ویو جیمین }
احساس کردم ا.ت داره میوفته روم....
بلندش کردم که با چهره غرق خوابش مواجه شدم....کوچولو !!
بلندش کردم و گذاشتمش روی تخت....
امروز خیلی اذیت شد....انتظار دیگه ایم نمیشه داشت !!
بوسه ای روی گونش کاشتم....
چراغ اتاق رو خاموش کردم و اومدم بیرون....خستم !!
به اتاقم رفتم و بعد از انجام کارای لازم خودمو روی تخت انداختم و....
سیاهی....شب بخیر !!
* پرش زمانی *
با صدای آلارم کوفتیم از خوابم زدم و روی تخت نشستم....
خمیازه بی سر و تهی کشیدم و به سرویس رفتم....بعد از انجام کارای لازم و مسواک زدن خارج شدم !!
گوشیمو برداشتم و شماره تهیونگ رو گرفتم....
بوق چهارم نخورده بود که جواب داد....قشنگ معلومه خواب بوده !!
_ ها ؟!
+ خوابی ؟!
_ هوم....
+ بیدار شو ببینم تا نیم ساعت دیگه جول در خونم دیر نکنیا !!
_ باش....
و قطع کرد....
معمولا همیشه وقتی از خواب بیدار میشه خیلی غر میزنه....ولی اجازه نداره جلوی رئیسش حاضر جوابی کنه !!
کت شلوار جین با یه تیشرت سفید پوشیدم و با عطر کاملش کردم....
در رو قفل کردم و با چمدونم به سمت اتاق ا.ت رفتم....با خیال اینکه خوابه بدون در زدن وارد شدم !!
ادامه دارد....
²⁵ لایک
- ۷.۵k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط