{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۴۷《فصل دوم پارت ۵》
انیا با هزار بدبختی رفت خونه ی دیترس دیترس هم با هزار تا گریه انیا و راضی کرد
بهد از کلی تمرین
دیترس : تموم نشد خسته شدم ؟
انیا : نه خیله خب باید روی ضربه ها کار کنیم
دیترس: بله خانم معلم
انیا : باید با این تیکه پارچه رو روی چشمت ببندی بعدش ضربه
دیترس : بله استاد
اون ها جشماشو ن و بستن
انیا : خیله خب اول من این تیکه تخته چوب مخصوص کاراته رو ضربه میزنم بعدش هم ۱ و ۲ و ۳ ضربه
انیا اشتباهی به میز چوبی ضربه زد
انیا " اع انگار صدای شکستن شیشیه ای چیزی اومد
دیترس "بزارین ببینم
دیترش جشم بند و باز کرد و با یک صحنه ی فاجعه رو به رو شد بله انیا اشتباهی میز و شکسته بود و روی میز ساعت مورد علاقه ی دامیان بود انیا جشم بندشو باز کرد
انیا : وایییی نههه
دیترس :آره بدبخت شدم
انیا : اگه میخوای همین حالا با تخته جوب های اینجا میز درست میکنم
دیترس : نهههه کاری به اون ندارم ساعت گرون قیمت و مورد علاقه ی عموم روش بود
انیا : اییی واایییییی بیشتر ولی شاید بتونم درستش کنم
دیترس : اگه بلدین همین حالا درستش کنیم بعد مت و بیدار کنید برسونمتون
انیا : جییی میخوای بخوابی
بعد دید دیترس افتاده کف زمین
اانیا : او نه اونه نهه نه نه نهههههه انیا ته به حال توی این مخمصه ای گیر نکرده بود
انیا داشت سعی می‌کرد یکجوری ساعت مچی دامیان درست کنه انیا خیلی خوابش میومد و یکدفعه با سر رفت تو میز
گرفت خوابید
زمان ،:ساعت ۶ صبح
انیا :خمیازه هیی وای جقدر خوابم میومدا اع این احمق هنوز کع زمینه ام وایسا ببینم جی من هنوز خونه ی دیترس هستم وای نه الان باید برم انیا رفت جورابش و پاش کنه که یکدفعه ..........



ببخشید این پارت کم بود گوشیم شارژ نداره
دیدگاه ها (۸)

کله پوک صورتی✨️پارت ۴۸《فصل دوم پارت ۶》از زبان دامیان : وایی ...

یکی دیگه رو جور کنیدددددددد ۵۰ بشیممممم راستی منتظر پارت بعد...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۴۶《فصل دوم پارت ۴》اون یارو میخواست به ا...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۴۵《فصل دوم پارت ۳》بکی : انیا نقشه ی دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط