{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۴۵《فصل دوم پارت ۳》
بکی : انیا نقشه ی دوستییی
انیا : راست میگی من باید با بسر دوم دوست بشم و بوممم اونجاست که اهم اهم
بکی : تو و دامیان کلی بجه میارین ؟
انیا : بکی خیلی منحرفی منظورم هدف رئیس شیطانی
بکی : آن همون راضی کردن داناوان با ازدواج با دامیان ؟
انیا : بکی جدی باش منظورم اهم صلح هست
بکی : نه نه نه تو باید از دامیان خوشت بیاددد
انیا : زکی
بکی : آه انیا تو اصلا نه تنها این که بالغ نیستی بلکه اصلا شبیه دخترا نیستی
انیا : جیییییییی انیا میخواد بالغ باشه عوامل بالغ بودن جیه ؟
بکی : خب یکیش خوش اومدن و کراش زدن رو یکیه
انیا : کراش؟ اصلا جی جی هست خوردنیه ؟اسم انیمه ای هست ؟
بکی : نه انیااااااااا کراش یعنی تپش قلب و خوش اومدن از کسی به طور مخفی این جیز هارو باید از ۱۲ سالگی شروع میکردی نه از ۱۵ یا همون ۱۶ سالگی
انیا : ولش کن کلاسم ۴ ساعت دیگه شروع میشه
زمان : ۴ ساعت بعد
مدیر جدید : 《همون مشاوره شد》خیله خب دانش آموزان سال هفتمی این معلمه کاراته ی شماست انیا فورجر سال دهمی دست بزنین
صدای دست زدن بجه ها میومد
انیا : متشکرم متشکرم دانش آموزان سال هفتمی من اینجام که آدم شل و پل اهم ببخشید 《 دامیان که بعدش قرار بود معرفی بشه جلوی خندشو گرفت 》یعنی با هنر های کاراته همراه باشید
باز هم تشویق
مدیر : خیله خب معلم بعدی برای کلاس ریاضی سال دهمی دامیان دزموند
تشویق بجه ها
دامیان : متشکرم متشکرم من اینجا هستم که از ریاضی لذت ببرین خودم از ریاضی خوشم نمیومد ولی همسن شما که بودم فهمیدم خیلی خوبه 《 دروغ محض》
و صدای تشویق و معرفی معلم ها تموم شد
انیا : خیله خب دانش آموزان خودتون و معرفی کنید
از اون دختره ردیف سمت راست شروع میکنیم
دختره : من هان سو هو هستم
انیا : خب نفر بعدی
نفر بعدی: من دیترس دزموند هستم 《بسر دمیتریوس برادر زاده ی دامیان که بیش دامیان زندگی میکنه سال هفتمی که بیش انیا کلاس میره و اتیا نمیدونه که اون برادر زاده ی دامیانه و دیترس هم از این که عموش دامیان انیا رو میشناسه بی خبره 》
انیا : دزموند ؟ جالبه نفر بعدی
معرفی تموم شد و انیا شروع کرد به کار
انیا :، خیله خب فقط کافیه با ضربه ی دست سعی کنید حریف خودتون و تیکه باره کنید
دیترس : خانم معلم من خسته شدم میتونم برم دستشویی
انیا : مگه توی کلاس هم برای دستشویی اجازه میگیرین ؟
دیترس :، خب مت میرم دست به آب
انیا :، خیله خب تا دیترس بیاد ۵۰ دور بچر خید برای چاوش بودن پا ها
دانش آموزان: بله خانم
دیترس از دستشویی اومد و به انیا گفت : خانم معلم آنجا ۴ تا بجه دبیرستانی هستن که دارن سیگار می‌کشن
انیا :چیییی سریعا باید برم باهاشون کار دارم دانش اموز ها شما نیان دیدن همجین صحنه هایی برای شما مناسب نیست
دانش آموز ها : خب واسه ی جی دیترس ببینه ما نبینیم
انیا : نمیدونم
انیا و دیترس رفتن سمت اون بجه سیگاریا و دانش آموز ها هم پشت سرشون
انیا : آهای شما اون پشت دارین چیکار میکنید ؟
دبیرستانی سیگاری : به به معلم تاره کاره کاراته
انیا : برین گم‌شین
یکی دیگشون : اوه باشه فهمیدیم کاراته بلدی
انیا توی ذهنش : اگه روی واقعه ایم و نشون میدادم اون موفق تیکه پارتون میکنم
انیا رفت جلو و فقط فقط لباس فرم هاشون و دست زد:،آهای اسمتون واسه ی جی روی لباس فرمتون نیست ؟
دبیرستانی : هه این معلمه به ما دست زد جدی به ما دست زد زنگ بزنیم پلیس ببرتت
دیترس: بلیس باید شما رو جمع کنه
دبیرستانی : خفه شو نزدیک شی خودت میدونی
به انیا نزدیک شد
دبیرستانی :نظرت راجب این که جای این که به اسم شما روی لباس فرمتون دست بزنم یک چک محکم بزنمت
انیا ترسیده بود دانش آموزان و دیترس هم همینطور اون یارو ژست زدن و داشت که یکدفعه




ببخشید دیر شد گوشیم شارژ نداشت
دیدگاه ها (۱۵)

کله پوک صورتی✨️ پارت ۴۶《فصل دوم پارت ۴》اون یارو میخواست به ا...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۴۷《فصل دوم پارت ۵》انیا با هزار بدبختی ر...

خب من به خونه رسیدم و پارت جدید داریممم منتظر باشیننمم

حخب دوستان من الان مهمونیم و گوشیم مثل همیشه شارژ نداره زود ...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۵۳《فصل دوم پارت ۱۱》خانه ی دزموند ها شام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط