{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مگر لایق تکیه دادن نبودم

مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده با خانه ی من چه کردی؟

جهان من از گریه است خیسِ باران
تو با سَقف کاشانه ی من چه کردی؟

#افشین_یداللهی
دیدگاه ها (۰)

از نگاهِ آب تابیدم به گُلوز رخِ خود رتگ بخشیدم به گُلپر زدم ...

تو حق نداری اسمِ دردهای مزمنت را عشق بگذاری! می‌توا...

بگذار تا بسوزندلب های باز ما رابگذار تا بدوزندبگذار دست ها ر...

هزار سال میان جنگل ستاره‌ها پیِ تو گشته‌امستاره‌ای نگفتکزین ...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

هـنوز می‌چـکـد از چـشم‌ها بهـانۀ تو 😢 بیا که سر بگ...

کاش می‌شدیک بار دیگردر را باز کنیمن با لبخند بیایم سمتتو تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط