{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی بی‌نهایت 💓➿

عشقی بی‌نهایت 💓➿
پارت ۱۶
از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی‌پاتی اومد کمک نویسنده🗿🎀)

[همچنان حیاط عمارت پروانه...🌸]

{بعد از رفتن زنیتسو و اینوسکه، دوباره سکوت آرومی بین باغچه حاکم شد.🍃}

کانائو:*هنوز گل سفید رو آروم توی دستش نگه داشته بود.* 🌼🤍

تانجیرو:*با لبخند بهش نگاه کرد.* ...بهتون میاد.

کانائو:*با خجالت خیلی آروم گفت.* ...ممنون.

{نسیم ملایمی وزید و چند گلبرگ سفید دور اون دوتا چرخیدن.🤍🍃}

تانجیرو:*به آرومی گفت.* ...امیدوارم همیشه لبخند بزنین.

کانائو:*چند لحظه ساکت موند. بعد با لبخند قشنگی گفت.* ...کنار شما... راحت‌تر می‌تونم لبخند بزنم. 🙂🌸

{تانجیرو برای چند لحظه کاملاً ماتش برد.😳}

تانجیرو:*گونه‌هاش کمی قرمز شد.* ا... اَه...😳💦

کانائو:*با دیدن قیافه‌ی تانجیرو، آروم خندید.* 🤭🤍

[چند متر اون‌طرف‌تر...🌳]

زنیتسو:*هنوز از پشت درخت نگاه می‌کرد.* 🗿🔍

زنیتسو:*تو ذهنش: نههههههه... کانائو-سان هم جواب داد! پرونده داره با سرعت نور پیش میره!🗿📖✨*

{همون موقع...}

{تق!}

آئویی:*از پشت سر با ملاقه آروم زد روی سر زنیتسو.* 😐

زنیتسو:آخ!😨

آئویی:*دست به کمر.* چرا دوباره داری یواشکی مردم رو نگاه می‌کنی؟

زنیتسو:*با دستپاچگی.* تحقیق علمیه!🗿💦

آئویی:*آه کشید.* آره... معلومه.😐

[داخل عمارت...🍚]

اینوسکه:*جلوی دیگ غذا نشسته بود.* 🗿🍚

اینوسکه:*با قیافه‌ای غمگین.* هنوز آماده نشده؟

آشپزها:نههههه!🤣

همه:*زدن زیر خنده.* 😂

[دوباره کنار باغچه...🌸]

تانجیرو:*به گل داخل دست کانائو نگاه کرد. ...امیدوارم خشک نشه.

کانائو:*لبخند زد.*...ازش خوب مراقبت می‌کنم.

تانجیرو:*لبخند گرمی زد.* 😊

{هر دو دوباره آروم کنار هم بین گل‌های باغچه قدم زدن و نور عصر روی مسیرشون افتاده بود.🌸☀️}

ادامه دارد...💓🎀

نویسنده ✍️: خووووووووو🥹💓 این بار کانائو خودش گفت کنار تانجیرو راحت‌تر لبخند می‌زنهههههه😭🤍 تانجیرو هم رسماً هنگ کرددددد😳🌸 زنیتسو بیچاره هنوز داشت پرونده‌شو دنبال می‌کرد که آئویی با ملاقه گیرش انداختتتت🤣🗿🍳 از اون طرف اینوسکه هم مستقیم جلوی دیگ غذا کمپ زدهههههه😂🍚💥 نظرتون؟🤓🎀 تو کامنت بگینننن🎀 کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖 و حمایتتتتت؟🥺💔
دیدگاه ها (۱)

نیمه‌های گمشده 🫂🩵پارت ۳۲از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی‌پاتی ...

الماسی گم شده در مه 💎🌫️پارت ۱۸از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت ۱۳از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ا...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت ۱۱ از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط