{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقی بی‌نهایت 💓➿

عشقی بی‌نهایت 💓➿
پارت ۱۳
از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی اومد کمک نویسنده🗿🎀)

[بعد از ناهار... حیاط عمارت پروانه🌸]

{نسیم ملایمی بین گل‌ها می‌وزید.🍃}

کانائو:*آروم کنار باغچه ایستاده بود و به گل‌ها آب میداد.* 🌸

تانجیرو:*یه آب‌پاش دیگه برداشت و کنارش ایستاد.* ...منم کمک کنم؟🙂

کانائو:*چند لحظه نگاهش کرد، بعد خیلی آروم سرش رو تکون داد.* ...باشه.

{هر دو آروم کنار هم مشغول آب دادن گل‌ها شدن.🌼💧}

تانجیرو:*لبخند زد.* فکر کنم گل‌ها هم خوشحال شدن.

کانائو:*به گل‌ها نگاه کرد.* ...شاید.

{همون موقع یه خرگوش کوچیک از بین بوته‌ها بیرون اومد.🐇🤍}

تانجیرو:*با تعجب.* اوه... خرگوش!

کانائو:*آروم خم شد.* نترس کوچولو...

{خرگوش چند قدم جلو اومد و کنار کانائو نشست.}

تانجیرو:*لبخند گرمی زد.* انگار حیوون‌ها هم خیلی دوستت دارن.

کانائو:*گونه‌هاش کمی صورتی شد.* ...نمیدونم.

[چند متر اون‌طرف‌تر...🌳]

زنیتسو:*از پشت درخت نگاه می‌کرد.* 🗿🔍

زنیتسو:*تو ذهنش: ...امروز فقط مراقبم... هیچ دخالتی نمیکنم...🗿✨*

اینوسکه:*کنارش رسید.* داری با درخت دوست میشی؟🗿

زنیتسو:*آه کشید.* نه بابا...

اینوسکه:*شونه بالا انداخت.* عجیبی.🗿

[دوباره کنار باغچه...🌸]

{خرگوش آروم به سمت تانجیرو رفت.}

تانجیرو:*لبخند زد و خیلی آروم نوازشش کرد.* 🐇

کانائو:*با دیدن این صحنه، لبخند قشنگی زد.* 🤍

تانجیرو:*ناخودآگاه محو لبخند کانائو شد.*

تانجیرو:*تو ذهنش: ...این لبخند... واقعاً قشنگه...🥹💖*

زنیتسو:*از دور نگاهشون کرد.*

زنیتسو:*تو ذهنش: ...پرونده هنوز بازه... ولی فکر کنم جوابش کم‌کم داره معلوم میشه...🗿💛*

{همون لحظه...}

اینوسکه:*بلند داد زد.* آئوی! گشنمه!🗿🍚

آئویی:*از داخل عمارت جواب داد.* تو یک ساعت پیش پنج کاسه برنج خوردی!!😐💢

اینوسکه:*کاملاً جدی.* دوباره گشنمه.🗿🍚

همه:*زدن زیر خنده.* 😂

ادامه دارد...💓🎀

نویسنده ✍️:خوووووووو🥹💓 این بار یه خرگوش کوچولو هم به کانائو و تانجیرو اضافه شددددد🐇🤍 تانجیرو هم دوباره محو لبخند کانائو شددددد🥹🌸 از اون طرف اینوسکه فقط یه ساعت بعد از پنج کاسه برنج دوباره گشنه شددددد🤣🍚💥 نظرتون؟🤓🎀 تو کامنت بگینننن🎀 کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖 و حمایتتتتت؟🥺💔
دیدگاه ها (۱)

دختری منظم با پسرکی وحشی 🌸🐗پارت4️⃣از زبان: نویسنده ✍️ (بازم ...

نیمه‌های گمشده 🫂🩵پارت ۲۹از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ...

الماسی گم شده در مه 💎🌫️پارت ۱۵از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت ۱۱ از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت ۱۲از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط