{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی حیات دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت، فهمیده بود ا

توی حیات دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت، فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد بچه‌ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد می‌‌...کشیدند.......قورتش بده....چون هیکلم بزرگ بود اون هی‌ مشت میزد و من فقط دفاع می‌کردم...باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دف
اع می‌کردم بالاخره یه خراش کوچیکی‌ توی صورتم افتاد
فرداش خواهرش به من گفت حد اقل تو هم یه مشت می‌زدی
روم نشد بهش بگم....آخه چشماش شبیه تو بود
به سلامتی هر چی عاشقه



تقدیم به عشقم
دیدگاه ها (۲۲)

تحت تاثیر آقا گاوه قرار گرفتم ک.........:-)

دوستان این مدتیه که بابای شاپری مریضهو حالش خوب نیستاز همتون...

ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺳﯽ ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ !ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ...

خوروشت کنگردسپخت خودمه:-)یهویی:-)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و یکم: شورشِ کوچک و مراقبت‌هایِ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁶و من..انگار تشنه اون بوسـ‌ه بودم..تشن...

پارت ۴۸

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۸: سایه‌هایِ ناامیدیعمارت شبیه یه ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

ادامه پارت ۲۰ قسمت اول

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

I'm not jealous part 35با صدای بمی که شنیدم ناخودآگاه 360 در...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط