مرد روي مبل نشسته چاي مي نوشد .زن مقابلش مي ايستد.
مرد روي مبل نشسته چاي مي نوشد .زن مقابلش مي ايستد.
- ديگه بسه.
مرد حبه اي قند در دهانش ميگذارد
- تا كي كلفتي شما رو بكنم؟
مرد جرعه اي چاي مي نوشد
- من درس خونده ام ..زحمت كشيدم دانشگاه رفتم،مدرک نگرفتم بیام ظرفشوری...آشپزی...بچه داری...
مرد زن را نگاه ميكند و مي پرسد : چي شده؟
- كلفتي بسه .. مي خوانم واسه خودم كار كنم با يكي از همكلاسي هام حرف زدم مي تونم توي شركتشون كار كنم
مرد جرعه اي ديگر مي نوشد و ميگويد : خب بروكار كن،اگر احساس رضایت نمی کنی،برو کار کن
زن ساكت مي ماند.
وبعد از مدتی كارش را شروع ميكند .
به امور دفتري شركت مي رسد . دستمزد ميگيرد.
كارهاي حسابداري شركت را انجام ميدهد.اضافه كار ميگيرد.
از مهمانان شركت پذيرائي ميكند .فوق العاده كار ميگيرد .
در شركت چاي درست ميكند. پاداش آخر ماه ميگيرد....
...
آقاي رئيس پشت ميز نشسته چاي مي نوشد زن مقابلش مي ايستد.
امر ديگه اي ندارين قربان؟اجازه مرخصی هست؟
- ديگه بسه.
مرد حبه اي قند در دهانش ميگذارد
- تا كي كلفتي شما رو بكنم؟
مرد جرعه اي چاي مي نوشد
- من درس خونده ام ..زحمت كشيدم دانشگاه رفتم،مدرک نگرفتم بیام ظرفشوری...آشپزی...بچه داری...
مرد زن را نگاه ميكند و مي پرسد : چي شده؟
- كلفتي بسه .. مي خوانم واسه خودم كار كنم با يكي از همكلاسي هام حرف زدم مي تونم توي شركتشون كار كنم
مرد جرعه اي ديگر مي نوشد و ميگويد : خب بروكار كن،اگر احساس رضایت نمی کنی،برو کار کن
زن ساكت مي ماند.
وبعد از مدتی كارش را شروع ميكند .
به امور دفتري شركت مي رسد . دستمزد ميگيرد.
كارهاي حسابداري شركت را انجام ميدهد.اضافه كار ميگيرد.
از مهمانان شركت پذيرائي ميكند .فوق العاده كار ميگيرد .
در شركت چاي درست ميكند. پاداش آخر ماه ميگيرد....
...
آقاي رئيس پشت ميز نشسته چاي مي نوشد زن مقابلش مي ايستد.
امر ديگه اي ندارين قربان؟اجازه مرخصی هست؟
- ۳۹۱
- ۰۸ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط