شروع پارت دوم
شروع پارت دوم
واو به من گفت اشکالی نداره .
برو کمی استراحت کن وقتی من خوابیدم برام ناهار آورد.
و بیدار شدم .
او به من گفت میشه منم باهات طلبکار هارا دستگیر کنم.
من گفتم آخه نمیشه تو خانمی.
او گفت من یک آدم ماهر هستم .
من گفتم خب باشه .
او گفت شام بخوریم بعد گفتم چشم قرار شد یک چند وقتی با هم زندگی کنیم شب که طلب کارها آمدن ما همه شان را شکست دادیم.
او هو این من تار عنکبوتی داشت .
خیلی جالب بود .
پایان پارت دوم
واو به من گفت اشکالی نداره .
برو کمی استراحت کن وقتی من خوابیدم برام ناهار آورد.
و بیدار شدم .
او به من گفت میشه منم باهات طلبکار هارا دستگیر کنم.
من گفتم آخه نمیشه تو خانمی.
او گفت من یک آدم ماهر هستم .
من گفتم خب باشه .
او گفت شام بخوریم بعد گفتم چشم قرار شد یک چند وقتی با هم زندگی کنیم شب که طلب کارها آمدن ما همه شان را شکست دادیم.
او هو این من تار عنکبوتی داشت .
خیلی جالب بود .
پایان پارت دوم
- ۲۱۶
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط