{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که یهو سریع اومد پایین و عصبی بهم نگاه میکرد اومد سمت و د

که یهو سریع اومد پایین و عصبی بهم نگاه میکرد اومد سمت و دستم رو وحشیانه گرفت خواستم چیزی بگم که با نگاهش خفه شدم

میسو:بابایی مامانی رو کجا میبری

جین:الان برمیگردیم عزیزم

دستم رو محکم کشید و منو برد تو حیاط پشتی یهو با کاری که کرد خشکم زد اون...اون محکم زد تو گوشم

ا.ت:چرا اینجوری میکنی(بغض)

جین: خفه شو هرزه ی عوضییی

اون الان به من گفت هرزه قلبم بدجور درد میکرد و اشک سورتم رو خیس کرده بود جای چکی که بهم زد میسوخت

ا.ت:مگه چیکار کردممم...هق هق

جین:صدات رو برام نبر بالااااا

دوباره یکی زد تو گوشم

ا.ت:چرا بدون دلیل بهم میگی هرزوه هقق

جین:هه بدون دلیل؟خب بگو ببینم این چیه؟

گوشیش رو به سمتم گرفت دیدم ی عکس از من و ی پسرست که داریم سک*س میکنیم اما این من نیسم من باکره ام

ا.ت:این من نیستم...

جین:خفه شو از این به بعد تو خونه ی من جایی برای تو نیست

جین رفت تو خونه و بعد از چند دقیقه اومد ی ساک انداخت جلوم

جین:اینم وسایل هات زود از اینجا گم شو

ا.ت:هق بخدا...

جین:گفت گمشوووو

ساک رو از روی زمین برداشتم و رفتم تو خیابون که یهو.‌‌‌‌..


حمایت=ذوق
دیدگاه ها (۴۷)

و دیدم کلی خراکی توشه چنداتا شکلات و شیر کاکائو برداشتم و نش...

که تهیونگ از حموم اومد بیرون وقتی منو تو اون وضع دید چشماش خ...

جیا: خ...ا.ت:خفه شو بدو برو پیشش بدووجیا: چ...تا خواست حرف ...

(نتم اوکی شددد)که دیگه نتونستم خودم رو کنتر کنم از دهنم در ر...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط