{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می سوزم و

می سوزم و
لب نمی گشایم که مباد

آهی کشم و
دلی به درد آید از او ...

من نگاهش میڪنم ، او هم نگاهم میڪند 

او براے دل بریدن ، من براے دل بری

عشق یعنے ، تار موهاے تنت مے ایستند 

هر زمان ڪه اسم اورا ، روے لب مے آوری
دیدگاه ها (۹)

یادت بخیر، عشق پر از التهاب منزیباترین سوال دل بی جواب منهرش...

وقتی چیزی مرا رنج میداد، در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم،خو...

دلگرمی های توبال های منند!چیزی بگوگاهی چنانم بی توکه عبور سا...

❤ ️حالا که دوست داشتنت را از سر گرفته‌امحالا که به حرف آمده‌...

BROKEN RULES | part 5خنده‌ی آن سه نفر تمام محوطه را پر کرده ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟱𝟰بارون هنوز بی‌رحمانه روی س...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 126✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط