❤ ️
❤ ️
حالا که دوست داشتنت را از سر گرفتهام
حالا که به حرف آمدهای
حالا که مثل برف آمدهای
حالا آب نشو
فقط هی زیباتر شو و دل من را آب کن
دستکش ندارم اما پالتوی جدیدم به اندازهی دستهای تو هم جا دارد
با من قدم بزن و بگذار با ردِ دو جفت کفش برفها را زیباتر کنیم
قهوه میانِ برف فکر کن بدونِ تو از گلوی من پایین برود
هرگز
چای و دارچین از ارکانِ عاشقیِ من و توست
به خصوص اگر وسطِ برف لیوان چای را دستت بدهم و بوی دارچینش شادت کند
مگر نه؟
حالا که دوست داشتنت را از سر گرفتهام
حالا که به حرف آمدهای
حالا که مثل برف آمدهای
حالا آب نشو
فقط هی زیباتر شو و دل من را آب کن
دستکش ندارم اما پالتوی جدیدم به اندازهی دستهای تو هم جا دارد
با من قدم بزن و بگذار با ردِ دو جفت کفش برفها را زیباتر کنیم
قهوه میانِ برف فکر کن بدونِ تو از گلوی من پایین برود
هرگز
چای و دارچین از ارکانِ عاشقیِ من و توست
به خصوص اگر وسطِ برف لیوان چای را دستت بدهم و بوی دارچینش شادت کند
مگر نه؟
- ۲۹۰
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط