{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️

❤ ️

حالا که دوست داشتنت را از سر گرفته‌ام
حالا که به حرف آمده‌ای
حالا که مثل برف آمده‌ای
حالا آب نشو
فقط هی زیباتر شو و دل من را آب کن
دستکش ندارم اما پالتوی جدیدم به اندازه‌ی دست‌های تو هم جا دارد
با من قدم بزن و بگذار با ردِ دو جفت کفش برف‌ها را زیباتر کنیم
قهوه میانِ برف فکر کن بدونِ تو از گلوی من پایین برود
هرگز
چای و دارچین از ارکانِ عاشقیِ من و توست
به خصوص اگر وسطِ برف لیوان چای را دستت بدهم و بوی دارچینش شادت کند
مگر نه؟
دیدگاه ها (۸)

دلگرمی های توبال های منند!چیزی بگوگاهی چنانم بی توکه عبور سا...

می سوزم و لب نمی گشایم که مبادآهی کشم و دلی به در...

‍ ‌ تمام آرزوهایم، فنا شد زیر پای دلنمی خواهم بجز یادت کسی ر...

سنگ صبور من فقط دریاست دریا مانند تو مانند من تنهاست دریاهر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

بازگشت دوباره..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط