تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی پارت
(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۱۳
*ایزوکو رفت عقب و زنجیر هاش رو باز کرد ولی تا بازشون کرد باکوگو داد زد و خواست همه جارو بترکونه*
ایزوکو : اروم باش فقط یک سوال
باکوگو : چته نفله
ایزوکو : تصمیمت رو بگیر یا با من که دوستتم میمونی و شرور میشیم در برابر کل قهرمان ها یا من رو رها میکنی و تو همراه با کل قهرمان ها در برابر من میجنگید کدوم؟
باکوگو : من هیچ وقت همراه با یک شرور نمی جنگم
ایزوکو : پس که این تور از الان به بعد کاچانی برای من وجود نخواهد داشت
*ایزوکو چشمام رو خون فرا گرفته بود می خواست کاچان رو همون جا بکشه ولی خاطرات گذشته جلوش رو گرفته بود از عماق قلبش عاشق باکوگو بود یهو قهرمان ها ریختن داخل کوروگیری تمام عضا رو به یک جای دیگه برد ایزوکو عصبی شد یکی از قهرمان ها به سمتش حمله کرد تا رسید به ایزوکو نابود شد خونش کل بدن ایزوکو رو فرا گرفت در حالی از داخل کوروگیری رد میشد گفت*
ایزوکو : کاچان یادت نره تصمیمت رو !
ادامه پارت بعد 🎀
ببخشید کوتاه شد 🎀
*ایزوکو رفت عقب و زنجیر هاش رو باز کرد ولی تا بازشون کرد باکوگو داد زد و خواست همه جارو بترکونه*
ایزوکو : اروم باش فقط یک سوال
باکوگو : چته نفله
ایزوکو : تصمیمت رو بگیر یا با من که دوستتم میمونی و شرور میشیم در برابر کل قهرمان ها یا من رو رها میکنی و تو همراه با کل قهرمان ها در برابر من میجنگید کدوم؟
باکوگو : من هیچ وقت همراه با یک شرور نمی جنگم
ایزوکو : پس که این تور از الان به بعد کاچانی برای من وجود نخواهد داشت
*ایزوکو چشمام رو خون فرا گرفته بود می خواست کاچان رو همون جا بکشه ولی خاطرات گذشته جلوش رو گرفته بود از عماق قلبش عاشق باکوگو بود یهو قهرمان ها ریختن داخل کوروگیری تمام عضا رو به یک جای دیگه برد ایزوکو عصبی شد یکی از قهرمان ها به سمتش حمله کرد تا رسید به ایزوکو نابود شد خونش کل بدن ایزوکو رو فرا گرفت در حالی از داخل کوروگیری رد میشد گفت*
ایزوکو : کاچان یادت نره تصمیمت رو !
ادامه پارت بعد 🎀
ببخشید کوتاه شد 🎀
- ۵.۵k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط