وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،
از خواست اینکه همیشه حق با من باشد دست کشیدم، همچنین از اینکه همه کارهای من باید درست باشند و به این ترتیب کمتر دچار اشتباه شدم.
امروز آن را «تواضع» مینامم.
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،
دیگر از اینکه در گذشته زندگی کنم و نگرانی بخاطر آیندهام داشته باشم سرپیچی کردم.
حالا فقط در لحظه اکنون زندگی میکنم، جایی که همه چیز در آن به وقوع میپیوندد، و در حال حاضر هر روز اینچنین زندگی میکنم، و آن را «کیفیت» مینامم.
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،
پی بردم که تفکرم میتواند سد و بیمار ساز باشد. اما وقتی که با دلم یکی شدم، ذهنم دارای یار ارزندهای گردید.
من امروز این اتحاد را «هوشمندی قلب» مینامم.
من دیگر از اختلافات، درگیریها و مشکلات با خود و دیگران نمیهراسم، زیرا که ستارهها هم گاهی با هم تصادف میکنند و از این خرابی دنیای زیبای تازهای تشکیل میگردد.
امروز این را «زندگی» مینامم.
«چارلی چاپلین»
از خواست اینکه همیشه حق با من باشد دست کشیدم، همچنین از اینکه همه کارهای من باید درست باشند و به این ترتیب کمتر دچار اشتباه شدم.
امروز آن را «تواضع» مینامم.
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،
دیگر از اینکه در گذشته زندگی کنم و نگرانی بخاطر آیندهام داشته باشم سرپیچی کردم.
حالا فقط در لحظه اکنون زندگی میکنم، جایی که همه چیز در آن به وقوع میپیوندد، و در حال حاضر هر روز اینچنین زندگی میکنم، و آن را «کیفیت» مینامم.
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،
پی بردم که تفکرم میتواند سد و بیمار ساز باشد. اما وقتی که با دلم یکی شدم، ذهنم دارای یار ارزندهای گردید.
من امروز این اتحاد را «هوشمندی قلب» مینامم.
من دیگر از اختلافات، درگیریها و مشکلات با خود و دیگران نمیهراسم، زیرا که ستارهها هم گاهی با هم تصادف میکنند و از این خرابی دنیای زیبای تازهای تشکیل میگردد.
امروز این را «زندگی» مینامم.
«چارلی چاپلین»
- ۱.۵k
- ۱۹ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط