{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مریضی واگیر دار

💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨
ادامه یpart 9🤍✨
(از زبان یونا)
شوگا:های🖐🏻
دستش رفت سمت اونی ک می‌گفت تهیونگ فقط داداش منه و دستشوگرفت
تهیونگ:ایشونم جونگ کوک هستن
جونگ کوک:من که هنوز تو شکم یع....یعنی منم خواهر دارم😳🤩
هی تهیونگ این دختره خواهر منم هست دیگه نه!؟
تهیونگ:نه خیر آقا....یونا فقط خواهر خودمه 😌
جونگ کوک:😦😐
یونا:😁♥️
خلاصه ک همه ی پسرا رو بهم معرفی کرد و من داشتم ذوغ مرگ میشدممم بهتون گفته بودم ک من ی ارمیم داشتم با تعجب و خوشحالی ب پسرا نگاه میکردن ک نفهمیدم چیشد یهو
یونا:جیغغغغ ............ باورم نمیشه دارم اعضای گروه بی تی اس رو میبینم اونم انقد نزدیک
وای خدایی داشتم بپر بپر میکردم ک یهو جیوو و مینجی رو یادم اومد وقتی نگاشون کردم دوتاشون از تعجب دهنشون باز مونده بود (جیوو و مینجی هم ارمین) ب خودم اومدم و گفتم
یونا:دخترا ...
مینجی و جیوو:جیغغ...............................
مینجی: باورم نمیشههههه دارم خواب میبینمممم واییی خدااا
خدایی خیلی رییکشنشون باحال بود کلی با پسرا بهشون خندیدیم 😂
جونگ کوک: یعنی الان واقعا تهیونگ ی خواهر داره😰
یونا:هنوز حضمش نکردی😂؟
جونگ کوک:چیزی نیست ک من بتونم حضمش کنم ‌..... اصلا باورم نمیشه ...
پایان پارت نهم.. فعلا بای تا پارت بعد 🖐🏻)
اینم به مناسبت 20تایی شدنمونن🥳❤️🙂
دوستون دارمممم💜🤍🌻
دیدگاه ها (۵)

بیاد با انجام دادن این کارا خوشحالشون کنیم 🙂💜...20تایی شدنمو...

نتیجه ی هفت سال تلاش😌❤️اینجا میتونیم از تهیونگ یاد بگیریم ک ...

💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨part 9🤍✨(از زبان یونا)یا خدا اینجا چ...

💜 عشق مریضی واگیر دار 🤍✨part 8🤍✨(از زبان یونا)رسیدیم شهر باز...

پارت چهارم (کوک میخواست به ا.ت حمله کنه و ببوستش که یهو ته ب...

Part 12ا،ت ویو باورم نمیشه چقدر احمق بودم که باورم شد جونگ ک...

"سرنوشت"فصل ۲ p,37...جیهوپ : ت..تو چیکار کردییی؟؟..جونگ سو :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط