{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اربابان من

اربابان من

میا ویو
جلوی در وایساده بودم اما میترسیدم برم تو
من کار اشتباهی نکردم
پس (تق تق تق)
نامجون: بله(بم)
میا :ارباب منم
نامجون :بیا تو (بم)
میا وارد شد و درو بست
میا :بفرمایید ارباب کاری داشتید ؟
نامجون: آره ، بیا نزدیک
میا با خجالت و استرس جلوی نامجون ایستاد
نامجون روی مبل نشسته بود و میا هم روبه روش ایستاده بود
ناگهان
نامجون دست میا رو گرفت روی پای خودش نشوند
دیدگاه ها (۳)

اربابان من میا:ارباب چ..چیکار میکنین نامجون:هیچ‌کار(بیخیال)ن...

اربابان من میا به خودش اومد و با دستش به شونه نامجون زد تا و...

🤣🤣🤣ملت روانین👌🏻✨

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.41{حورا}هنگ کرده بودمو...

ددی خشن من

عسلچه ها حال نویسندمون بده تو کامنتا بهش روحیه بدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط