{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کــــAـــاش میشــد بـــــمـیــــرم...

کــــAـــاش میشــد بـــــمـیــــرم...
دلــم...یکـ خــــــوابـ میخـ ـ ـ ـواهـــد انقــ ــ ــ ــدر عمیــــــــق که فردایـ ـش عـکـ ـ ـ ـ ـسم را قاب کننـــــد...O
دیدگاه ها (۲)

فقط میدونم دیگه طاقت ندارم...

هوفففففففف...

دوستای خوبم من یه چن روزی نیست یا اگه اومدم کم میام دلم برای...

بهم گفتن:دوستات بدن...گفتم:نمیفروشمشون...گفتن:میفروشنت...هه....

خونه‌ی سه شیطونپارت ۸ — صبحِ عملیاتصبح روز بعد، ساعت هفت صبح...

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

پارت ۲۲ مهمونی بالاخره تموم شد.وقتی آخرین مهمون رفت، من هم ا...

debt (part 5)

debt (PART 7)

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

پارت بیست‌و ششم | آسمانِ شبهواپیما در سکوت آرامی پیش می‌رفت....

P : 16

پارت اول | یک روز معمولیپارک لاراـ لارا، بیداری؟چشم‌هام رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط