*راز دل*
*راز دل*
کیهان :
پاش بدجوری قرمز شده بودپاشو آوردم بالاوفوت کردم دیدم داره گریه می کنه
ماه وش : درد داره کیهان
- اروم باش یکم
در باز شد ومامان اومد داخل وگفت : چی شد چرا ماه وش جیغ می زد
- چیزی نیست پاش ضربه خورده
مامان : یخ بیارم
- اره
مامان رفت چشمک زدم وگفتم : ترسید همین اول کاری تمومش کنم
ماه وش : چی رو ...آخخخخ
خندیدم
ماه کش : چرا می خندی میگم چی رو .
- خوب همچین جیغ زدی مامان فکر کرده از فردا باید بچه داری کنه
چشم غره ای بهم رفت وبالشو زد تو سرم وگفت : بی تربیت من مثله بقیه نیستم
خندیدم عصبی شد وگفت : نخند خجالتم نمی کشه
- چرا گناه دارم
هولم داد عقب افتادم وغش غش می خندیدم حرص خوردنشم بامزه بود
جیغ زد وگفت : نخند کیهان خیلی بی تربیتی .
- اخه چیکارم داری مگه فوش دادم
- کیهان
مامان بودبا دیدنم خندش گرفت کیسه یخ رو گذاشت رو میز ورفت
- می دونی الان مامانم به چی فکر می کنه
ماه وش : با من حرف نزن
- پس با کی حرف بزنم ...اها
پاش رو کشیدم افتاد روم جیغ زد
- شششش انقدر جیغ نزن عادت می کنن یه وقت...
بالشو برداشت گذاشت رو صورتم از خنده نفسم بند اومده بود بالشو برداشت وگفت : تو که هنوز زنده ای
لبخند زدم وگفتم : شاید امروز میمردم
ماه وش اخمی کرد وگفت : خدا نکنه
- جدی میگم
جریان رو براش تعریف کردم خم شد پیشونیمو بوسید وگفت : خدا نکنه .خدا رو شکر اتفاقی نیفتاد
- اینجاها رو هم ببوس
باز حرص خورد وگفت : تو آدم نمیشی
- نچ من برادر دو قلوی شیطانم
چشمک زدم تقریبا روی سینم نشسته بود بلند شدم ترسید محکم تو بغلم گرفتمش وگفتم : می دونستی خیلی دوست دارم
لبخند زد وگفت : می دونی هنوز به اندازه دلخواهم کتکت نزدم
دراز کشیدم وگفتم : خیلی خوب دیوار کوتاه تر از من ندیدی
ماه وش با حرص منو با مشت می زد وگفت : دیوارش خیلی سفته اووووف دستام درد گرفت
خسته شد ونگام کرد لبخند زدم وخم شد تو چشام نگاه کرد وچشامو بوسید
- چه آرامشی
ماه وش : پر رو نشو
- هستم چیکار کنم دست خودم نیست چشامو باز کردم وبا یه حرکت جامون رو عوض کردم
- پات خوب شد
خندید چال هاشو بوسیدم وگفتم :تو هم باید تنبی بشی
ماه وش متعجب گفت : منو بزنی
- آره
چشای خوشگلش دوبرابر حد معمول شد خندیدم وگفتم : با بوسه ...
کیهان :
پاش بدجوری قرمز شده بودپاشو آوردم بالاوفوت کردم دیدم داره گریه می کنه
ماه وش : درد داره کیهان
- اروم باش یکم
در باز شد ومامان اومد داخل وگفت : چی شد چرا ماه وش جیغ می زد
- چیزی نیست پاش ضربه خورده
مامان : یخ بیارم
- اره
مامان رفت چشمک زدم وگفتم : ترسید همین اول کاری تمومش کنم
ماه وش : چی رو ...آخخخخ
خندیدم
ماه کش : چرا می خندی میگم چی رو .
- خوب همچین جیغ زدی مامان فکر کرده از فردا باید بچه داری کنه
چشم غره ای بهم رفت وبالشو زد تو سرم وگفت : بی تربیت من مثله بقیه نیستم
خندیدم عصبی شد وگفت : نخند خجالتم نمی کشه
- چرا گناه دارم
هولم داد عقب افتادم وغش غش می خندیدم حرص خوردنشم بامزه بود
جیغ زد وگفت : نخند کیهان خیلی بی تربیتی .
- اخه چیکارم داری مگه فوش دادم
- کیهان
مامان بودبا دیدنم خندش گرفت کیسه یخ رو گذاشت رو میز ورفت
- می دونی الان مامانم به چی فکر می کنه
ماه وش : با من حرف نزن
- پس با کی حرف بزنم ...اها
پاش رو کشیدم افتاد روم جیغ زد
- شششش انقدر جیغ نزن عادت می کنن یه وقت...
بالشو برداشت گذاشت رو صورتم از خنده نفسم بند اومده بود بالشو برداشت وگفت : تو که هنوز زنده ای
لبخند زدم وگفتم : شاید امروز میمردم
ماه وش اخمی کرد وگفت : خدا نکنه
- جدی میگم
جریان رو براش تعریف کردم خم شد پیشونیمو بوسید وگفت : خدا نکنه .خدا رو شکر اتفاقی نیفتاد
- اینجاها رو هم ببوس
باز حرص خورد وگفت : تو آدم نمیشی
- نچ من برادر دو قلوی شیطانم
چشمک زدم تقریبا روی سینم نشسته بود بلند شدم ترسید محکم تو بغلم گرفتمش وگفتم : می دونستی خیلی دوست دارم
لبخند زد وگفت : می دونی هنوز به اندازه دلخواهم کتکت نزدم
دراز کشیدم وگفتم : خیلی خوب دیوار کوتاه تر از من ندیدی
ماه وش با حرص منو با مشت می زد وگفت : دیوارش خیلی سفته اووووف دستام درد گرفت
خسته شد ونگام کرد لبخند زدم وخم شد تو چشام نگاه کرد وچشامو بوسید
- چه آرامشی
ماه وش : پر رو نشو
- هستم چیکار کنم دست خودم نیست چشامو باز کردم وبا یه حرکت جامون رو عوض کردم
- پات خوب شد
خندید چال هاشو بوسیدم وگفتم :تو هم باید تنبی بشی
ماه وش متعجب گفت : منو بزنی
- آره
چشای خوشگلش دوبرابر حد معمول شد خندیدم وگفتم : با بوسه ...
- ۲۲.۸k
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط