تصمیم خودم را همان صبح که باز میگشتم گرفتم..یادمان هست م
تصمیم خودم را همان صبح که باز میگشتم گرفتم..یادمان هست من بودم.و تو و نور خورشید که از پنجره می تابید,,خواب که بودی,,من,,تو...کوله ام را که برداشتم دیگر نرفتم,,جسمم رفت و زود برگشت و برای همیشه در آغوشت گم شد..
من تصمیم را.گرفته ام..پای تو میمانم..چون تو پای من میمانی,,چون تمام خودم را از تو دارم..
قربونت برم الهی,,
من تصمیم را.گرفته ام..پای تو میمانم..چون تو پای من میمانی,,چون تمام خودم را از تو دارم..
قربونت برم الهی,,
- ۳۵۳
- ۰۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط