این قضیه جالب توی مشهد اتفاق افتاده:
این قضیه جالب توی مشهد اتفاق افتاده:
راننده تاکسی بدون مسافر داشته میرفته، یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه.
کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه.
یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه: آقا منو میشناسی؟
راننده میگه: نه
چند متر جلوتر راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه.
مسافر مرد دوباره از راننده میپرسه منو میشناسی؟
راننده میگه : نه شما ؟
مسافر مرد میگه: من عزرائیلم.
راننده میگه: برو بابا اُسکول گیر آوردی !!!
یهو خانومه از عقب به راننده میگه: ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟
راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه!!!
بعد زن و مرده با هم ماشینو میدزدن.
راننده تاکسی بدون مسافر داشته میرفته، یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی میبینه.
کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه.
یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه: آقا منو میشناسی؟
راننده میگه: نه
چند متر جلوتر راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه.
مسافر مرد دوباره از راننده میپرسه منو میشناسی؟
راننده میگه : نه شما ؟
مسافر مرد میگه: من عزرائیلم.
راننده میگه: برو بابا اُسکول گیر آوردی !!!
یهو خانومه از عقب به راننده میگه: ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟
راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه!!!
بعد زن و مرده با هم ماشینو میدزدن.
- ۵.۱k
- ۲۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط