مجرم رو پیدا کنید
[[مجرم رو پیدا کنید!]]
پارت ۱
ویو مستر مین
دوباره یه روزه دیگه...البته همراه با غُر های پدرم...هرهفته هرساعت هر دقیقه همش درحال غر زدن بود( مگه تمومی داشت؟ )
پ.م(پدر مین)::ببین پسرم باید حداقل شیش تا عضو برای تیم پیدا کنی من نمیتونم صبر کنم و همینجوری یه پا بزارم رو پام و بشینم حملات و ضربه هایی که دشمانمون بهمون میزنن رو نگاه کنم تا سه هفته بهت فرصت میدم تونستی پیدا کن نتونستی خودم افراد خودم رو میارم
م(مین)::چیییی! همش سه هفته؟نمیشه نمیتونم تو سه هفته جمع کنم!
پ.م::باید جمع کنی وگرنه افراد خودم...کدومش؟
م::هوفففف باشه پدر
م::( درحال چرخیدن توی گوشی )
م::چییی؟( داخل گوشی: مردی باهوش به نام کیم نامجون بزرگترین دانشمند در روستای تیجو)
م::شاید قبول کنه یکی از اعضای تیم بشه...
م::( درحال تلفن زدن به یکی از افراد تیم )
م::ببین برای امروز بلیط برای روستای تیجو هست؟
...::اممممممم بله آقای مین هست
م::پس بگیر( و بعد تلفن رو قطع کرد )
در هواپیما::
م::وقتشه که یکم به تیم رو بیاریم سر جاش...
داخل روستای تیجو::
م::هوففففف الان چجوری پیداش کنیمممم؟(عصبی)
...::میتونیم بپرسیم
م::کوری؟ببینم واقعا کوری؟نمیبینی اینجا پرنده پر نمیزنه؟
...::ببخشید( تعظیم ) اممم من یه خونه ی کوچیک بالای تپه میبینم ممکنه اونجا باشه؟
م::کو کجاست؟...اوووووو اونجا خیلی راهههه
...::میتونیم با ماشین بریم..
م::بدو پس
...بله مین و افرادش به بالای تپه رفتن...
مین همراه با افرادش که تفنگ به دست داشتن پیاده شدن و مین در اون خونه ی کوچیک رو زد و ...
خوب بود؟ ادامه بدم؟
پارت ۱
ویو مستر مین
دوباره یه روزه دیگه...البته همراه با غُر های پدرم...هرهفته هرساعت هر دقیقه همش درحال غر زدن بود( مگه تمومی داشت؟ )
پ.م(پدر مین)::ببین پسرم باید حداقل شیش تا عضو برای تیم پیدا کنی من نمیتونم صبر کنم و همینجوری یه پا بزارم رو پام و بشینم حملات و ضربه هایی که دشمانمون بهمون میزنن رو نگاه کنم تا سه هفته بهت فرصت میدم تونستی پیدا کن نتونستی خودم افراد خودم رو میارم
م(مین)::چیییی! همش سه هفته؟نمیشه نمیتونم تو سه هفته جمع کنم!
پ.م::باید جمع کنی وگرنه افراد خودم...کدومش؟
م::هوفففف باشه پدر
م::( درحال چرخیدن توی گوشی )
م::چییی؟( داخل گوشی: مردی باهوش به نام کیم نامجون بزرگترین دانشمند در روستای تیجو)
م::شاید قبول کنه یکی از اعضای تیم بشه...
م::( درحال تلفن زدن به یکی از افراد تیم )
م::ببین برای امروز بلیط برای روستای تیجو هست؟
...::اممممممم بله آقای مین هست
م::پس بگیر( و بعد تلفن رو قطع کرد )
در هواپیما::
م::وقتشه که یکم به تیم رو بیاریم سر جاش...
داخل روستای تیجو::
م::هوففففف الان چجوری پیداش کنیمممم؟(عصبی)
...::میتونیم بپرسیم
م::کوری؟ببینم واقعا کوری؟نمیبینی اینجا پرنده پر نمیزنه؟
...::ببخشید( تعظیم ) اممم من یه خونه ی کوچیک بالای تپه میبینم ممکنه اونجا باشه؟
م::کو کجاست؟...اوووووو اونجا خیلی راهههه
...::میتونیم با ماشین بریم..
م::بدو پس
...بله مین و افرادش به بالای تپه رفتن...
مین همراه با افرادش که تفنگ به دست داشتن پیاده شدن و مین در اون خونه ی کوچیک رو زد و ...
خوب بود؟ ادامه بدم؟
- ۳.۲k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط