مجرم رو پیدا کن
[[مجرم رو پیدا کن!]]
پارت۳
ادامه...
همینجوری سرگردان داشتیم با ماشین خراب داخل کالیفرنیا دنبال یه گاراژ میگشتیم که به یک گاراژ نسبتاً بزرگ برخورد کردیم...
م::همینجا وایسا...همین خوبه برو ببین هستن(روبه یکی از افراد)
...::بله جشم(تعظیم)(فرد رفت جلو و زنگ گاراژ رو زد و بعد از سه دقیقه که مرد داشت با ناامیدی برمیگشت...در باز شد)
...::اووو ببخشید ما ماشینمون به یک مشکل جدی برخورد کرده میتونید درست کنید؟
ویو مستر کیم سوکجین
همینجور که داشتم با قطعات ماشین ور میرفتم زنگه گاراژ به صدا در اومد و یکم طول کشید تا برم سمت در و وقتی در رو باز کردم با چند تا افراد قوی هیکل و تفنگ به دست و یک مرده نسبتاً خوش قیافه روبه رو شدم و فهمیدم ماشینشون نیاز به تعمیر داره...
ویو مستر مین شوگا
وفتی در باز شد با مردی چهارشانه روبه رو شدم و وقتی داشتیم به سمت داخل گاراژ حرکت میکردیم یه نوری داخل چشمش دیدم که طبیعی نبود
همینجوری که افرادِ مستر کیم سوکجین درحال درست کردن ماشین بودن متوجه ی زل زدن کسی به من شدم که دیدم بله همون مرد چهارشانه ای به من زل زده و گفتم...
م::اتفاقی اوفتاده که به من زل میزنید؟
(همونطور که آقای کیم سوکجین با چشم دوربینیش که میتونست زندگیه مردم رو بخونه فهمید که کارش ضایع بوده ولی سریع جعمش کرد)کیم.س::نه نه ببخشید...
م::ببینم آقای...؟
کیم.س::کیم..کیم سوکجین
م:: بله بله آقای کیم میتونم یه سوال بپرسم؟
کیم.س::بله حتما
م::نور داخل چشمتون برای چیه؟..به نظر طبیعی نمیاد!
کیم.س::(آقای کیم که نمیدونست چی بگه ولی فهمیده بود که یه مافیای ترسناکی جلوش نشسته مجبور شد راست بگه) چشم من راستش...یه دوربینه که میتونم باهاش زندگیه مردم رو ببینم..
ادامه؟
پارت۳
ادامه...
همینجوری سرگردان داشتیم با ماشین خراب داخل کالیفرنیا دنبال یه گاراژ میگشتیم که به یک گاراژ نسبتاً بزرگ برخورد کردیم...
م::همینجا وایسا...همین خوبه برو ببین هستن(روبه یکی از افراد)
...::بله جشم(تعظیم)(فرد رفت جلو و زنگ گاراژ رو زد و بعد از سه دقیقه که مرد داشت با ناامیدی برمیگشت...در باز شد)
...::اووو ببخشید ما ماشینمون به یک مشکل جدی برخورد کرده میتونید درست کنید؟
ویو مستر کیم سوکجین
همینجور که داشتم با قطعات ماشین ور میرفتم زنگه گاراژ به صدا در اومد و یکم طول کشید تا برم سمت در و وقتی در رو باز کردم با چند تا افراد قوی هیکل و تفنگ به دست و یک مرده نسبتاً خوش قیافه روبه رو شدم و فهمیدم ماشینشون نیاز به تعمیر داره...
ویو مستر مین شوگا
وفتی در باز شد با مردی چهارشانه روبه رو شدم و وقتی داشتیم به سمت داخل گاراژ حرکت میکردیم یه نوری داخل چشمش دیدم که طبیعی نبود
همینجوری که افرادِ مستر کیم سوکجین درحال درست کردن ماشین بودن متوجه ی زل زدن کسی به من شدم که دیدم بله همون مرد چهارشانه ای به من زل زده و گفتم...
م::اتفاقی اوفتاده که به من زل میزنید؟
(همونطور که آقای کیم سوکجین با چشم دوربینیش که میتونست زندگیه مردم رو بخونه فهمید که کارش ضایع بوده ولی سریع جعمش کرد)کیم.س::نه نه ببخشید...
م::ببینم آقای...؟
کیم.س::کیم..کیم سوکجین
م:: بله بله آقای کیم میتونم یه سوال بپرسم؟
کیم.س::بله حتما
م::نور داخل چشمتون برای چیه؟..به نظر طبیعی نمیاد!
کیم.س::(آقای کیم که نمیدونست چی بگه ولی فهمیده بود که یه مافیای ترسناکی جلوش نشسته مجبور شد راست بگه) چشم من راستش...یه دوربینه که میتونم باهاش زندگیه مردم رو ببینم..
ادامه؟
- ۱.۵k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط