، My Doctor
، My Doctor
Part ۱۱
* بیمارستان*
وقت ناهار
نامجون: چرا موهاتون نیمه خشکه؟
ته: باهم دیگه رفتن..😈
ا/ت: هویییی نخیرم روی کوک آب ریختم که منو برد زیر آب دوش..اونم باهم اومد
جیمین: خودتو بدبخت میکنی اینطوری😂
ا/ت: خودم فهمیدم😂 ( نامجون دوکبوکی آورده بود و هرکس غذای مورد علاقه خودش رو ما هم واسه خودمون جاجانگمیون و کیمچی پخته بودم و وقتی دوکبوکی رو دیدم حوس کردم ) شت شت شت ( زیر لب)
کوک: چیزی شدع؟
ا/ت: نه هیچی
نامجون: نگاه های ریز ا/ت به خودم حس کردم* ویار کردی؟.. میخوای؟.. بیا دوکبوکی منو تو بخور منم دستپخت تو رو😋
کوک: حالا فهمیدم* مشکلی نداری؟
نامجون: نه بابا*
ا/ت: مرسی..واقعا معذرت میخوام
نامجون: نه بابا عیبی نداره
ا/ت؛ دستت درد نکنه
نامجون: خواهش میکنم
* شب*
جیمین: به سلامتی خودمون و نی نی جدیدمون امشب همگی تو رستوران سونگ دو مهمون من
نامجون: خیلی هم عالی
**
لیا: مست* خیلی خوشحالم حامله ای ا/ت
آنیا:مست* نینییییی داریممممممم
لایا: مست*من و نامجون هم باید بچه دار شیم
نامجون: چشمممم بیببب * مست*
کوک: اوضاع خیلی خرابه جیمین ( تنها کسایی که مست نبودن من و جیمین و لینا و ا/ت و جیهوپ بودیم)
جیمین: راست میگی
میرا: خراب؟.. خراب یعنی چی؟
ا/ت: تو فقط بخور😂
جینا: یکی دیگهه
جیهوپ: بیبی بسه ته دیگه
میونگ : بوسسس
ته: *
ا/ت: یاخدااا
کوک: عزیزم چشماتو ببند😂
ا/ت:😂
جیمین: بهتره دیگه بریم
ا/ت:راست میگی*
کوک: کمکش کردم بلند شه* نصف نصف..نامجون و یونجین و جین اینا رو ما بر می داریم شما هم جیهوپ و شوگا و تهیونگ رو شما بردارین
جیمین: حله
ا/ت: (با کلی زحمت هرکی رو رسوندیم خونشون ماشیناشون موندن جلوی رستوران ) خسته شدممم
کوک: بغلش کردم* و بردمش و دراز کشوندمش رو تخت و کنارش دراز کشیدم*
* صبح*
Part ۱۱
* بیمارستان*
وقت ناهار
نامجون: چرا موهاتون نیمه خشکه؟
ته: باهم دیگه رفتن..😈
ا/ت: هویییی نخیرم روی کوک آب ریختم که منو برد زیر آب دوش..اونم باهم اومد
جیمین: خودتو بدبخت میکنی اینطوری😂
ا/ت: خودم فهمیدم😂 ( نامجون دوکبوکی آورده بود و هرکس غذای مورد علاقه خودش رو ما هم واسه خودمون جاجانگمیون و کیمچی پخته بودم و وقتی دوکبوکی رو دیدم حوس کردم ) شت شت شت ( زیر لب)
کوک: چیزی شدع؟
ا/ت: نه هیچی
نامجون: نگاه های ریز ا/ت به خودم حس کردم* ویار کردی؟.. میخوای؟.. بیا دوکبوکی منو تو بخور منم دستپخت تو رو😋
کوک: حالا فهمیدم* مشکلی نداری؟
نامجون: نه بابا*
ا/ت: مرسی..واقعا معذرت میخوام
نامجون: نه بابا عیبی نداره
ا/ت؛ دستت درد نکنه
نامجون: خواهش میکنم
* شب*
جیمین: به سلامتی خودمون و نی نی جدیدمون امشب همگی تو رستوران سونگ دو مهمون من
نامجون: خیلی هم عالی
**
لیا: مست* خیلی خوشحالم حامله ای ا/ت
آنیا:مست* نینییییی داریممممممم
لایا: مست*من و نامجون هم باید بچه دار شیم
نامجون: چشمممم بیببب * مست*
کوک: اوضاع خیلی خرابه جیمین ( تنها کسایی که مست نبودن من و جیمین و لینا و ا/ت و جیهوپ بودیم)
جیمین: راست میگی
میرا: خراب؟.. خراب یعنی چی؟
ا/ت: تو فقط بخور😂
جینا: یکی دیگهه
جیهوپ: بیبی بسه ته دیگه
میونگ : بوسسس
ته: *
ا/ت: یاخدااا
کوک: عزیزم چشماتو ببند😂
ا/ت:😂
جیمین: بهتره دیگه بریم
ا/ت:راست میگی*
کوک: کمکش کردم بلند شه* نصف نصف..نامجون و یونجین و جین اینا رو ما بر می داریم شما هم جیهوپ و شوگا و تهیونگ رو شما بردارین
جیمین: حله
ا/ت: (با کلی زحمت هرکی رو رسوندیم خونشون ماشیناشون موندن جلوی رستوران ) خسته شدممم
کوک: بغلش کردم* و بردمش و دراز کشوندمش رو تخت و کنارش دراز کشیدم*
* صبح*
- ۸۶.۲k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط