{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مهمونی همه داشتن با هم حرف میزدن

تو مهمونی همه داشتن با هم حرف میزدن
منم مست بودم واسه اینکه جلب توجه نکنم
یکی مثل خودمو پیدا کردم بهش گفتم:
اوضاع کارو بار چطوره؟




بابام دستمو گرفت گفت:
از جلو اینه بیا این طرف اسکل
آبرو برامون نذاشتی 😐😂😂

🙈😂
دیدگاه ها (۲)

بچه‌های تجربی سال کنکور اینطورین۱۲ماه به کنکور: دکتر میشم۶ما...

یکی از افتخارات دوران ابتدایی من اینه که مبصر کلاس بودموقتی ...

ختم بابابزرگم کسی نوار قرآن پیدا نمیکرد، من یه نوار قرآن از ...

سوار تاکسی شدم،🚕به راننده تاکسی گفتم ؛آخرین مسیرتون کجاست؟🙄⁉...

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P6جیمین: عااا چیز...

رومان روز برفی (پارت7)از زبان جونگکوکتو دفتر کارم بودم کہ تھ...

مهمونی خطرناکپارت=7ویو ات:بعد از اینکه کوک بهم توضیح داد یکم...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره...p9( توی ماشین )هواست به رف...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط