{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست به دلم نگذار

دست به دلم نگذار
که کار به شکایت رنگین کمان و کوچه و مهتاب نکشد
نگذار..... که شاید یادم برود
روزی، زمانی، جایی
تو بودی و یک دنیا صمیمیت بود
گویا زمان که به پیش میرود
یادها راهم... محبت ها راهم... خاطرات را هم... همه را با خود به کوچه ی بن بست زمان می برد
دیدگاه ها (۱)

ای ول همین درسته. .

...باران می بارد! .به حرمت کداممان نمی دانم! .من همین قدر می...

..( این نوشته یه مخاطب خاص داره.) ..یه شب هایی تو زندگی هست ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

فصل دومپارت پانزدم | قولی برای دو سالروز رفتن نزدیک شده بود....

فعلا نیک نیم نداره

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکاری خانومش گرم ...

......//برده ی زیبا//......

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

part 13۴رو صندلی لم داده بود و موری داشت صحبت می‌کرد که آخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط