{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبر به دورترین نقطه جهان برسدنخواست او به من خسته بیگ

خبر به دورترین نقطه جهان برسد,نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد...شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت‌ کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد...چه می‌کنی‌، اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشد به آن‌ که دوست‌تَرَش داشته‌، به آن برسد, رها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوند...خبر به دورترین نقطه جهان برسد...گلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخوری‌...که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد... خدا کند که‌… نه‌! نفرین نمی‌کنم‌، نکند...به او، که عاشق او بوده‌ام‌، زیانی برسد...خدا کند فقط این عشق از سرم برود...خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
دیدگاه ها (۳)

می رود کز ما جدا گردد ولی , جان ودل با اوست هرجا می رود...

خداوندا...!اگر جایی کسی بی تاب دلدار است نمیدانم چطور اما خو...

نامه ای با اشک چشمانم نوشتم ، خوانده ای؟من هنوزم یاد تو هستم...

زندگی گر هزار بار دیگر می بود...بار دیگر تو...بار دیگر تو......

ما به فردی سوار بر یک قطاری از جنس زندگانی بر روی ریل اهنی د...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط