{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار ماشینش شد وبا سرعت رانندگی میکرد

سوار ماشینش شد وبا سرعت رانندگی میکرد
+یوناااااااااا لعنتییییی اگه گیرت بیارم پوستت رو میکنممم


(یوناویدیو)
سردرگم نمیدونستم دارم چه گهی میخورم هواخیلی تاریک بود سردم شده بود مثله سگ میترسیدم اگه ته پیدام کنه ۱۰۰٪پوستمو میکنه،فقط میدویدم با تمومه وجودم که یه ماشینو دیدم،رانندش پسر بود و سرش تو کابوت(کابوط؟)ماشینش بود انگار داشت تعمیر میکرد
_اوففف چاره ای نداری یونا،برو پیشش ازش کمک بخا مگرنه گیر تهیونگ می افتی (ت دلت)
_ب..ببخشید..
"عا..بله!!
_میشه لطفن بهم کمک کنید..اکسم دمبالمه اگه پیدام کنه میکشه منو..
"اکست..؟؟
_ا..اره
جاده ی خلوتی بود،،که صدای یه ماشینی که داشت نزدیک میشدو حس کردم،،رفتم نزدیک اون پسره و گفتم
_خ..خوشه اون ماشین..اونه..خاهش میکنم بهم کمک کن..
"باشه‌..اروم باش برو تو ماشین بشین..جوری که دیده نشی
رفتم توی ماشینش که ماشینی که گفتم صداش میاد نزدیگ تر شدو پیشه پسره نگه داشت
_فاکککک خودشههه(زیرلب)
با حالت اصبی پیاده شدو رفت پیشه پسره
+هی..ببینم تو دختری رو این اطراف ندیدی که درحال دویدن‌...یعنی فرار کردن باشه؟؟؟
"دختری درحال فرار عامم...نه ندیدم
+اهعع‌..خوب فک کن...
"نه ندیدم
+باشه ممنون
سوار ماشینش شدو رفت،،نفسه راحتی کشیدم که اون پسره اومد تو ماشین
"نگران نباش..رفت
بلند شدمو نشستم
_من..واقعن..ازت ممنونم


پارت ۲۸
دیدگاه ها (۰)

"خاهش میکنم...ماشینو خوب کردم میخای برسونمت خونت؟_اهم..خیلی ...

سرعتشو زیاد کرد...(ته ویدیو)چرا سرعتشو زیاد کرد؟؟اه فاک حتمن...

قبول کردم برام مهم نبود چه اتفاقی میوفته فقط میخاستم برم فرا...

●پس بیا بریم یونا_عا..ب..باشهبلند شدی +زیاد طول نگشه باید بر...

عشق اجباری

╭╌┄ ...

مهرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط