{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی است که دیگر تقویم را ورق نمیزنم حتی حوصله کنار زدن پ

مدتی است که دیگر تقویم را ورق نمیزنم حتی حوصله کنار زدن پرده را ندارم چه برسد به باز کردن پنجره حال عجیبی دارم همه چیز از نبودنت حکایت می کندبه جز دلم که مانند دانه ای در دل خاک در انتظار آمدن بهار است می دانم که می آیی: خیلی زود…
دیدگاه ها (۳)

دستم به تو که نمی رسد،فقط حریف واژه ها می شوم !گاهی،هوس می ک...

آدم که دلش بگیرد،دردش رابه کدام پنجره بگویدکه دهانش پیش هر غ...

چرا نمی‌توانم تو را توصیف کنم؟انگاردر واژه‌نامه‌های منتشرهیچ...

چه غریبانه می خواهمتآن لحظه که اشک در چشمانت می رقصد و چشمان...

✨ پارت بیست و هشتمدر اغوش زندان جیمین و کوک هر دو از اتاق رف...

یادگاری از عشقp²⁰"ویو نویسنده"تازه وارد اتاق کارش شده بود که...

افسانه‌ی گل صورتیپارت دوم | سکوت یک شاهزادهصبح روز بعد...نور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط