{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤

Part : five

انقدر غرق این رویای شیرین بودم که حتی متوجه صدای باز شدن و کوبیده شدن در و خدمتکار که مانع ورود پسر نشد ، نشدم ...
+هعی هعی آقای یون زیاد تند نرو .
برگشتم و سر تا پاشو ورانداز کردم . وای خدایاااااا . چقدر خوشتیپ و قدبلند و خوش قیافه بود . توی اون کت و شلوار نفیسش حداقل چیزی که بهش می‌خورد این بود که صاحب چند شرکت و هتلای زنجیره ای باشه . توی چشماش یه چیزی داشت که منو به سمت خودش فرا می‌خوند . این نگاهو من میشناسم . این ... این امکان نداره . این همون پسره ست !

+ به به وارث جدید جئون جونگ کوک ، معشوقه و عزیز کرده ی پیری ! ... جناب وکیل نمیخوای منو به آقای جئون معرفی کنی ؟

×ام ... ال... البته . خب ... آقای جئون ایشون کیم تهیونگ هستن ... نوه دختری آقای لی ... ولی خب ایشون ... ایشون ...
لب زدم :
+ایشون چی آقای یون ؟
×خب ایشون و ‌‌‌... و مادرشون ... از ارث محروم شدن ...
+ چیییی؟ مگه ... مگه لی نوه یا ... دختر داشت ؟
خون تو رگام منجمد شد . وقتی که تازه همه چیزو به دست اورده بودم داشتم همه چیزو از دست میدادم ... اما صبر کن ... اون گفت از ارث محروم شدن ؟
_هی یون زیاد تند نرو ، خودتم میدونی اون پیری زیاد حال و احوال خوبی نداشت و وصیت نامه ای که نوشته اصلا قانونی به حساب نمیومد . حیف شد که آقای جئون این همه عشق و حال مفتکی رو از دست میده (😏😞)
نمیتونستم باور کنم ، این واقعی نیست ، لی اصلا به من نگفته بود که بچه داره چه برسه به نوه !
دیدگاه ها (۰)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixویوی جونگ کوک :اصلا نمی‌دونست...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fourth یون جو (وکیل سابق لی ، ال...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : three _ منو کار داشتین آقای لی ؟...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : two ویوی جونگ کوک :(بک آپ به پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط