{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

#درخواستی
#سه_پارتی
وقتی برات قلدری میکرد....
The Last Part
از روزی که فلیکس جلوی دوستاشو گرفته بود همه‌ی مدرسه پر از حرف شده...هیچ‌کس باورش نمی‌کرد که لی فلیکس ، قلدر معروف مدرسه، از کسی دفاع کنه اونم از دختری که خودش چند روز قبل تحقیرش کرده بود
(ا/ت حالا توی کلاس نشسته بود و سعی میکرد تمرکز کنه ولی نگاه‌های پچ‌پچ‌کنان بقیه اذیتش میکرد هم‌زمان فلیکس از چند ردیف عقب‌تر با چشمای نیمه‌پنهونِ زیر موهاش، گاهی بهش نگاه میکرد
جونگ سو: چی شده با اون دختره؟ نکنه خوشت ازش اومده؟(آروم)
_حرفِ بی‌خود نزن
زنگ آخر، ا/ت از کلاس بیرون رفت و وقتی می‌خواست از در مدرسه خارج بشه، یکی صداش زد
_هی، صبر کن
ا/ت برگشت فلیکس با دست توی جیب و اون حالت خونسرد معروفش جلو اومد و یه بطری نوشیدنی جدید توی دستش داشت( همون نوعی که قبلاً روی سرش خالی کرده بود)
ا/ت: چی می‌خوای؟
فلیکس: فقط خواستم...جبران کنم
(بطری رو طرفش می‌گیره. ا/ت چند ثانیه نگاهش می‌کنه، بعد با تردید از دستش میگیرتش)
ا/ت: جبران؟ همین؟
فلیکس: آره (مکث می‌کنه) ولی شاید...فقط برای جبران کردن نباشه
×منظورت چیه؟
_خب شاید یه اعتراف عاشقانه هم باشه
ا/ت نگاهی به بدنه ی بطری توی دستش میکنه که میبینه کاغذی دارای محتوای(دوستت دارم کیم ا/ت باهام قرار بزار) بود
فلیکس نگاه کوتاهی به ا/ت کرد و بعد راهش رو کشید و رفت ا/ت هم به بطری توی دستش نگاه گذرایی کرد و لبخند محوی زد...
(در همون لحظه، از دور فلیکس نیم‌نگاهی بهش کرد و برای اولین بار لبخند واقعی روی صورتش دیده شد)

END
دیدگاه ها (۲۶)

#درخواستی #سه_پارتی وقتی برات قلدری میکرد..... Part 2(زنگ تف...

#درخواستی#سه_پارتی وقتی برات قلدری میکرد..... Part 1(زنگ مدر...

چندشاتی جونگکوک(پارت۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط